ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٠٩ - اخبار اين باب
اين مطالب معلوم مىشود آنچه كه اكثر اصحاب ما نظر دادهاند و احباط و تكفير را نفى نموده و او را قبول نكردهاند با اينكه آيات بسيار و اخبار زياد و مستفيض بلكه متواتر معنوى در باره احباط و تكفير وارد شده واقعا شگفتآور است و اين مطلب را با اين وضوح و روشنى نپذيرفتهاند با اينكه هيچ گونه دليلى بر نفى و انكار آن ندارند بجز شبهه ناچيز و اشكال ضعيف و غير واردى كه در كتابهاى كلامى مانند تجريد و غير آن ذكر شده است ولى پس از دقت و تعمق معلوم مىشود آن مطلبى كه نفى كرده و نپذيرفتهاند مطلبى است كه با ظاهر آيات و اخبار منافات ندارد و ميتوان گفت جز مناقشه ظاهرى و نزاع لفظى بيش نيست.
زيرا اصحاب عقيده باين حقيقت دارند كه توبه انسان موجب رفع عقاب و عذاب هست و مرگ در حال كفر باعث بطلان و از بين رفتن ثواب و پاداش تمامى اعمال ميگردد در عين حال اكثر اصحاب ميگويند كه اين معنا احباط نيست بلكه ميگويند استحقاق ثواب (البته بنا بر اين فرض كه انسان با انجام اعمال حسنه استحقاق ثواب دارد و ذى حق مىشود) شرطش مردن در حال ايمان است و بر فرض ذى حق نشدن انسان. آن وعدهها و الطاف الهى مشروط بمردن در حال ايمان است. و همچنين در مورد گناهانى كه در روايات آمده آنها حسنات را حبط ميكند ممكن است همين حرف را بگويند كه استحقاق ثواب و يا وعده الهى به ثواب حسنات مشروط به اين است كه اين گناه از انسان صادر نشود و گر نه آن استحقاقها و آن وعدهها منتفى است. و در مورد توبه نمودن و يا آن اعمالى كه موجب غفران و كفاره گناهان مىشود هيچ گونه نيازى باين توجيهات نيست چون پذيرش توبه و بخشيدن گناهان از قبيل تفضل و عفو است كه دائرهاش وسيع و عفو و رحمت شامل و عام است. و نيز ما قائل به حبط مطلق نيستيم كه هر رقم معصيتى هر گونه طاعتى را حبط نمايد و بعكس هر طاعتى هر رقم معصيت و گناه را از بين ببرد بلكه در اين جهت فقط تابع نص و روايت هستيم. هر معصيتى كه در قرآن و يا حديث صحيح آمده باشد كه اين معصيت طاعت را از بين ميبرد و يا از ثواب طاعت ميكاهد و يا پاره از ثواب و طاعت را حبط ميكند فقط آن مقدار را بايد گفت و از حد و مرز كتاب سنت خارج نميشويم.
و بعضى از اصحاب ما قائل باحباط نيست و عقيده باين نظريهاى كه گذشت نيز ندارد يعنى استحقاق ثواب و يا وعده به ثواب شرطش مرگ در حال ايمان است. بلكه نظر و عقيدهاش اين است كه ايمان و كفر بستگى دارد بهمان شرايط خود در همان حال كه اظهار ايمان و يا كفر نموده و اين چنين نيست كه استحقاق ثواب و يا عقاب مشروط باشد به يك شرط متاخر شرطى كه پس از سپرى شدن چندين سال حاصل مىشود كه همان مرگ در حال ايمان و يا كفر است و تا آن زمان اين شخص مؤمن با اينكه مؤمن است و يا كافر است ولى