درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٩ - قوله عليهما السلام اوسع مما بين السماء و الارض
از نظر تمايلات بوده بالاخره بخود فاعل و باقتضاء وجودى خود او استناد دارد ولى از نظر اينكه وجود فاعل و نيروهاى درونى و جوارحى بتبع وجود فاعل ربط محض بساحت كبريائى است ارتباط معنوى و طولى با اراده كبريائى خواهد داشت.
بر اين اساس اختيار فاعل در حركات و افعال ارادى خود محفوظ خواهد بود و همچنين استناد وجود فاعل و نيروهاى روانى و جوارحى او باراده كبريائى نيز محفوظ خواهد بود از نظر اينكه هر چه را فاعل بخواهد و اراده نمايد اقتضاء وجودى او در آن حال است و بدين وسيله از مقام فياض على الاطلاق مسألت نموده و مورد پذيرش و افاضه قرار خواهد گرفت.
نتيجه اين كه يك فعل صادر از فاعل با نيروى اختيار و اقتضاء درونى او بر اساس استناد بافاضه و تأثير ساحت كبريائى است و نيز بوساطت و مباشرت فاعل مختار و مبادى روانى او صورت گرفته است و منافات ندارد كه نيروى اختيار و اراده و تصديق و تصميم مانند وجود فاعل مختار امر موهوبى از مقام كبريائى باشد و نيز در باره بكار بردن اراده و اختيار در افعال و حركات خود از نظر احتياجات ذاتى و وجودى منافات ندارد كه بطور لزوم و اضطرار اقدام بافعال و حركات ارادى هر لحظه بنمايد و تدبير خواستههاى درونى و روانى هر فردى را اجابت خواهد فرمود.
زيرا غرض از خلقت بشر سوق آنان بسوى كمال وجودى است كه اظهار مينمايد و وعده مقام كبريائى باجابت خواسته بشر بطور اطلاق در صورتى است كه بحقيقت خواسته قلبى و وجودى او باشد و بر حسب شعور باطنى و نيز موافق با خواسته و حقيقت دعا خواسته قلبى و فطرى او است بشر بر حسب فطرت و غريزه خداشناسى هر چه را بخواهد و اراده نمايد آن را خواسته و مسألت نموده چه نياز فطرى و وجودى باشد و يا سؤال عملى و فعل اختيارى ساحت كبريائى بخواسته او پاسخ مثبت مىدهد.
بالاخره موهبتهاى كبريائى بر طبق قابليت مورد سؤال وجودى و عمل اختيارى است و بعبارت ديگر سؤال اظهار حاجت درونى و ذاتى است بر حسب وعده