درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٤ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
قدرت بشر باقدام به گناه گر چه ظهورى از اراده ساحت كبريائى است ولى بمنظور آزمايش بشر است و اينكه قدرت و توانائى اقدام بوظايف الهى را داشته باشد و مورد آزمايش قرار گيرد ولى بشر قدرت و نيروى الهى را صرف گناهان نموده است در نتيجه آنچه حق تعالى موهبت فرموده خير محض بوده و بالذات براى اينكه بشر بتواند باداء وظايف الهى قيام نمايد و بدون قدرت تكليف و آزمايش بشر مفهوم ندارد همچنانكه قدرت افراد اهل ايمان صرف كارهاى خير و اداء وظايف دينى مىشود.
بالاخره شر و گناه و شقاوت در اثر تمرد بشر و تقصير او در مقام اداء وظايف عبوديت مىباشد كه بسوء اختيار خود آنان وابسته است. در صورتى كه حق تعالى در ازل بصورتها العلمى بر سر گذشت بشر احاطه داشته كه چه خواهد بجا آورد بدون اينكه صورت علمى بطور تحميل بر بشر باشد بلكه صورت علمى ازلى ساحت كبريائى طبق حركات روانى و جوارحى بشر خواهد بود و پس از گسترش نظام جهان هر چه را كه ساحت كبريائى علم و احاطه داشته در پرتو علم ذاتى خود همان حقايق در نظام جهان تكليف تحقق مىپذيرد و بر صورتها العينى الخارجى نيز احاطه شهودى و قيومت دارد و هر دو عالم متطابق و طابق النعل بالنعل خواهد بود.
و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون.
نظر باينكه ساحت كبريائى وجود بحت و تام و كامل و منزه از نقص است از جمله لوازم ذات كبريائى او خير و صلاح است ولى غرض از ايجاد آثار و افعال خود ندارد جز ظهور مقام كبريائى و غرض تحصيل امر فاقد نبوده كه مجهول باشد و مورد سؤال قرار گيرد زيرا با فرض بساطت و كمال وجودى واجب نقصى در ذات كبريائى او نبوده كه در اثر اراده و مشيت و صدور اثر آن نقص مورد ترميم قرار بگيرد از اين نظر از موجود كامل تام بجميع جهات جز خير محض بظهور نخواهد رسيد و از نور محض جز نورانيت ظهور نخواهد نمود.