درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٩ - قوله(ع) بائن من خلقه
و يا چهار نفر و يا زياده تعبير فرموده جز اينكه موجود حقيقى و قاهر ديگرى بر آنها اضافه خواهد بود كه نجوى و نهانىها كه اين چند نفر بيكديگر بطور رمز و پنهانى القاء مىنمايند موجود حقيقى ديگرى كه بر آنها احاطه قدرتى و شهودى دارد بر من گفتار و سخنان آنان و بر اسرار آنان احاطه علمى و قدرتى و شهودى خواهد داشت و نامى از نجوى برده شده اشاره باينكه نه فقط ثالثى بر دو نفر اضافه شده بلكه گفتار آن دو براى خود آن دو نفر سرى و مرموز بوده و ثالثى گفتار آن دو را نيز شنيده است و نجوى اختصاص بآن دو نداشته است بلكه بر نجوى آنها بطور قيوميت دخالت و احاطه داشته است.
در اين مورد آيه ميفرمايد ثالثى كه موجود قاهر و قادر و شاهد پيوست آنان بوده حضور داشته و در گفتار سرى و مرموز آن دو بطور نظارت شركت و قيوميت داشته و همه رموز گفتار و منويات آن دو براى موجود ثالث آشكار بوده است.
نتيجه اينكه بر خاطره فردى از بشر امرى خلجان و خطور ننمايد و يا بديگرى خاطر درونى خود را باو بطور رمز و كنايه و پنهانى نگويد جز اينكه موجود حقيقى ناظر و سامع و شاهد آن واقعه بوده است بلكه از ازل اين چنين بوده و اين نجوى ظهورى از علم كبريائى او خواهد بود.
قوله (ع): بائن من خلقه:
بيان حقيقت واحد حقيقى است كه وحدت حقيقى او سبب تباين او از مخلوق خواهد بود و تباين و مغايرت افراد بشر مثلا از يك ديگر در اثر جهات خارجى از مكان و تشخصات ديگر است ولى مباينت ساحت كبريائى از مخلوق و از افراد بشر بكمال و نقص است زيرا ساحت كبريائى موجود حقيقى و بسيط و قائم بذات است ولى مخلوق و بشر موجود بوجود عاريتى و ربط محض بموجود قائم بذات كبريائى است و قوام وجودى هر يك از آنها وابسته بقيوم و ساحت كبريائى خواهد بود و همچنين هر يك از صفات آنان عاريتى و زايد بر مخلوق و بر افراد