درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩١ - قوله(ع) و هكذا جميع الاسماء و ان كنا لم نستجمعها كلها فقد يكتفى الاعتبار بما القينا اليك و الله عونك و عوننا في ارشادنا و توفيقنا
بود و حدود و نهايات از عوارض اجسام و مقادير است و بحركات و ازمنه و كيفيات بالعرض خواهد بود و زمان و اجزاء بىنهايت آن و امكنه و مكانيات بقياس مقام كبريائى مانند نقطهاى است بهمين قياس براى موجودات و زمانيات نسبت باحاطه قدرتى و علمى كبريائى بهره و حظى از وجود است.
نظر باينكه اعتراض سائل از آن جهت است كه اختلاف صفات سبب كثرت در ذات خواهد بود پاسخ آنست كه مغايرت و اختلاف مفهومات كلى ضرر به بساطت حقيقى ذات كبريائى نخواهد داشت همچنانكه وجودى از حقيقت واجب بالذات بحت و بسيط است همچنين از حقيقت علم و قدرت و حيات علم و عالم بالذات و قادر و قدرت بالذات وحى و حيات بالذات است يعنى صرف حقيقت علم و حيات است و قدرتى است كه بر هر مقدورى قدرت و احاطه دارد.
بالاخره هر يك از صفات وجودى فرد حقيقى و بسيط است كه مثل و مانند و ضد و حد ندارد و برهان نيز ندارد زيرا كه حقيقت بسيط است و ماهيت يعنى جنس و فصل ندارد بلكه تفاوت فقط در اثر شدت و ضعف و اولويت است و ما به الاختلاف عين ما به الاتفاق و ما به الفصل عين ما به الاشتراك خواهد بود و گر نه نواقص وجودى يعنى امكان و ماهيت و معلوليت و تركيب در اثر قصور وجود از مرتبه كمال اتم است از اين رو بر ساحت كبريائى امر زائد و يا حالت عارضه نخواهد بود.
و هر چه از صفات كمال واجد است از شئون كمال وجود است كه از ذات كبريائى منبعث مىباشد بر اين اساس هر يك از صفات وجودى كبريائى او واجب بالذات است همچنين قدرت و اراده و ساير كمالات و نعوت جمال او از شئون وجوب وجود و بحت و بسيط است.
از اين نظر نيز هر فعل و اثرى كه از ناحيه او صادر شود از حاق ذات احديت خواهد بود نه در اثر بكار بردن نيروى زايد و يا عروض حالت است و مفاد صفت و من دونه في يده و تدبيره و كلهم اليه محتاج و همچنين مفاد صفت
(و هو غنى عما