درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤٧ - قوله(ع) و لا بقول ابليس
نداشته و از خاطر ما خطور نميكرد كه سرگذشتى اين چنين داشته باشيم با اينكه دعوت به خداپرستى و بدين اسلام و تهديد از مرگ و دوزخ از اقطار جهان بگوش ميرسيد ولى هرگز در آن باره نينديشيديم و تفكر و تدبر نمىنموديم كه چطور مىشود و خلاصه به غفلت محض عمر خود را گذرانيده لحظهاى بحكم خرد و يا به نداء و دعوت قرآن توجه ننموده با اينكه دعوت بتوحيد و به خداپرستى عالم و جهان را فرا گرفته بود ولى ما بمعناى آن هرگز توجه نمىنموديم دعوت دينى را مطلب عادى و از مطالب دنيوى مىپنداشتيم تا اينكه ما باين سرگذشت و تيرهبختى دچارشدهايم و در صف گمرهان و دوزخيان و تيرهبختان و اشقياء درآمدهايم.
و از تعبير بجمله وصفى (وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ) استفاده مىشود كه اقرار بضلالت ذاتى و اعتقادى و عملى خود مىنمودند كه با حق و دين توحيد و اسلام عناد داشته و از جمله گمرهان و بيگانگان بودهاند.
قوله (ع): و لا بقول ابليس:
و آيه عبارت از قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ابليس در مقام اعتراض برآمده مبنى بر اينكه ساحت كبريائى ابليس را گمراه آفريده و اغواء فرموده بدين سبب ابليس نيز در مقام اغواء و اضلال بشر خواهد برآمد و معناى اغواء آنست كه آفريدگار در كمون او غوايت و ضلالت و تيرهگى نهاده است و نظر باينكه امر بسجده او در برابر آدم ابو البشر (ع) و اظهار و اقرار به فضيلت رسولان از او سبب حسادت و استكبار و رشگ او گشت بدين جهت سبب دشمنى و عداوت او با بشر شده و در مقام اغواء و اضلال آنان خواهد برآمد.
و خطاب مبارزه هتكآميز او شاهد قطعى است از غوايت و استكبار و نخوت و پليدى ذات خود او و بهمين خطاب غوايت و عناد خود را تحقق بخشيد همچنانكه امر بسجده بآدم فرشتگان را نيروى عبوديت بخشيد.
امر بسجده فرشتگان برابر آدم ابو البشر (ع) سبب اظهار عبوديت و انقياد