درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٩ - قوله(ع) و لا يكونون آخذين و لا تاركين الا بأذن الله
محرم و يا ترك واجب نيز بر حسب طبع و اقتضاء مورد قضاء و تقدير بوده ولى غير مرضى ميباشد بر اين اساس تعبير مىشود معاصى و گناهان و قبايح به تبع مورد قضاء و تقدير قرار گرفته است.
براى توضيح فعل صادر از فاعل مختار مقدمه ذكر مىشود روح و روان انسان در اثر قدرت و علم و نيروى اراده كه در روان او حق تعالى بوديعت نهاده اقدام بعمل مىنمايد پس از اينكه نفس از تصور و تصديق در باره صلاح آن عمل قضاوت و اظهار رأى نموده كه صالح و فايده دارد و براى رفع نقص ذاتى خود بايد بوسيله فايده اين عمل رفع و ترميم شود لا محاله به نيروى اراده اقدام بعمل و تحريك اعضاء و جوارح خواهد نمود همچنين جوارح در اثر نيرويى كه از روح و روان بآنها افاضه و مىتابد و بالاخره در اثر نيروى كه بآنها از روان سرايت مىنمايد بحركت در مىآيند و نيروى را صرف بدست آوردن نتيجه خواهند نمود.
و در عين حال بر حسب كريمه ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ مبنى بر توحيد افعالى مقام ربوبى است باينكه مشيت و اراده بشر كه نيروى غيبى و از جمله صفات ذات و خدا داده است و از ناحيه حق تعالى پرتو ميفكند و بر روان مىتابد و افاضه مىشود در حالى كه روان استعداد و اقتضاء و نورانيت و حركت داشته باشد همچنانكه حواس درونى هرگز احساس نخواهد نمود و از آن تعبير به نيروى مدركى مىشود جز آنچه را كه روان و روح بآن بتابد و نور افكند و بحركت درآيد و از آن تعبير به نيروى محركه مىشود.
و مفاد كريمه (ما تَشاؤُنَ) آنست كه وجود مشيت كه موجود روانى و صفت روانى است و داراى قوه و نيروى مدركه و نيز قوه محركه است ظهورى از مشيت قاهره ربوبى است و هرگز موجود امكانى بر پايه خود قائم نخواهد بود بلكه پرتو و مانند شعاع قائم بغير است.
بالاخره موجود عاريتى مانند بشر ربط محض است و بهمه شئون وجود روانى