درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٩ - قوله(ع) و ذاك انى اولى بحسناتك منك و انت اولى بسيئاتك منى
متقاعد نموده و فرصت را از دست داده است.
نتيجه آنچه از بشر صادر شده در برابر نعمتهاى بىشمار حق تعالى كه در اختيار داشته فقط عدم توجه بنعمتها و تضييع آنها هر يك در موقع خود و از جمله عدم توجه و تضييع نعمتهاى اشتغال به گناهان و سرگرم بودن و غفلت از مسير و مقصد اصلى است كه همه امور عدمى و تيرهبختى و بىخبرى از مسير و مقصد است.
از اين بيان استفاده شد كه هر گناه و فساد و حوادث ناگوار و تيرهبختى و شقاوت كه براى بشر پيش بيايد بالذات استناد بسوء اختيار خود او دارد در اثر اينكه نعمتهاى بىشمارى كه در اختيار داشته هر يك را در موقع خود از دست داده و به بطالت و عدم توجه گذرانيده و به گناهان و لذايذ موهومى و زودگذر سرگرم گشته بالاخره دچار تبعات رذايل خلقى و فساد عقيده و اعمال نكوهيده و گناهان خود خواهد گرديد و همه اينها حركت وجودى و سير و سلوك اختيارى بوده و سيرت پليد خود را از ذات و ذاتيات و حركات و انديشه كسب نموده است و چنانچه در آستانه مرگ درآيد و هيچ يك از اين حقايق و رذايل كه در روان او رسوخ نموده قابل تغيير و زوال نخواهد بود زيرا زندگى و حركات و افعال اختيارى بشر سير وجودى و كسب جوهر نهفته است.
قوله (ع): و ذاك انى اولى بحسناتك منك و انت اولى بسيئاتك منى:
ايمان باصول توحيد و اعمال صالحه و ملكات فاضله كه عبارت از انقياد و پذيرش درك حقايق و پيروى از دستورات الهى و قيام باداء وظايف است همه آنها امور خير و صلاح است و از حق تعالى افاضه شده و اهل ايمان نيز فيوضات را پذيرفته و در مقام انقياد و اطاعت برآمده است.
گفته شده كه اطاعت و انقياد اهل ايمان نيز نعمت مرموز ديگرى است كه استناد بفضل مقام كبريائى دارد بالاخره هر آنچه امر وجودى است از مقوله فيض و نعمت الهى است كه متوجه اهل ايمان شده و آن را پذيرفته است.