درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٨ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
بر اين اساس افعال و آثار نامتناهى كبريائى لازم ذات كبريائى او است كه غايت الغايات خواهد بود از اين نظر تفسير مىشود باينكه لا لميت و لا غرض لفعله يعنى هرگز براى افعال و آثار و فيوضات كبريائى او لميت يعنى قصد غرضى منظور نخواهد بود بلكه لازم ذات مقام كبريائى صدور فيوضات از صقع ربوبى و ذات كبريائى خواهد بود.
مثلا رفع نياز نيازمندان نيز غرض از افعال و آثار كبريائى نخواهد بود زيرا خارج از ذات است و نيز لازم فاسد ديگر اينكه رفع نياز محتاجان بر ساحت كبريائى فضيلت خواهد داشت كه غرض از صدور فعل است و نقص و لازم فاسد است بلكه فقط فيوضات بطور نامتناهى از مقام ذات كبريائى بطور دائم صادر مىشود بدون اينكه غير ذات كبريائى منظور باشد.
و بعبارت ديگر در صورتى كه فيوضات و آثار بطور نامتناهى از مقام ذات كبريائى شرف صدور مىيابد و لازم ذات كبريائى است و منظور غير نباشد چه مسئوليت متوجه خواهد بود و مفاد لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ آنست كه افعال و آثار ساحت كبريائى او ظهور مقام كمال و كبريائى او است و منظورى جز ذات كبريائى نيست و سؤال مورد نخواهد داشت باين جهت غير از آنست كه مقام كبريائى مالك على الاطلاق و حق تصرف در ملك خود بدون مسئوليت دارد آن مطلب ديگرى است.
ولى در باره بشر از نظر اينكه هيچ فعل و اثرى بدون غرض و مقصد نخواهد بود و گر نه لغو و بيهوده بوده است از اين جهت بايد غرض و امرى در اثر اقدام و عمل حاصل شود و بالاخره امر معدومى بايد از طريق قصد و غرض و حركت تحصيل شود لا محاله مورد سؤال قرار خواهد گرفت از نظر اينكه امكان تخلف و صحت در عمل ميرود.
خلاصه صدور اشياء موجودات امكانى از مقام كبريائى از جمله لوازم وجودى خيريت و احسان و صلاح مقام قدس او است و هرگز اراده نخواهد فرموده