درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦١ - قال ابو عبد الله(ع) لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم
ادراك وهمى و ذهنى سبب حصول حقيقت مدرك در ذهن نخواهد بود بلكه وجود ادراكى عنوان براى موجود خارجى است و هر موجود مدرك وهمى داراى دو جهت نقص خواهد بود يكى اينكه موجود ادراكى در حيطه ذهن قرار ميگيرد و هر چه مورد ادراك قرار بگيرد توأم با بطلان است.
زيرا حدوث معنى در ذهن و زوال آن شاهد بطلان آنست و محتاج بفاعل و صانع و خالق خواهد بود و هرگز وجود ادراكى صانع و خالق نخواهد بود و ديگر وجود ادراكى و وهمى بصورت ذهنى است و مخلوق فكر بشر خواهد بود و داراى تركيب و مركب از اجزاء بوده و نيز مركب از ذات و صفت خواهد بود.
و ظاهر روايت شريفه مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى است از مثل و شبيه باين تقريب كه ذات كبريائى موجود بسيط است و واجد نعتها و صفاتى است كه مغاير با الفاظ و معانى است كه مفاهيم ذهنى است كه سبب معرفت و شناخت مقام كبريائى خواهند بود ولى هر دو وجود الفاظ صفات و معانى و مفاهيم ذهنى آنها خارج از ذات و عنوان و وسيله معرفى مقام كبريائى خواهند بود.
همچنانكه لفظ معبود و رحمان مراد از الفاظ معانى و مفاهيم ذهنى آنست كه خارج از حقيقت ذات كبريائى هستند بلكه عنوان و وسيله تعريف مقام كبريائى خواهند بود.
سائل اعتراض نمود باينكه هر چه مورد وهم و ادراك ذهنى قرار بگيرد لا محاله مخلوق و آفريده بشر خواهد بود و هر چه را تصور نمايد و در ذهن خود آن را تصور كند مخلوق بشر و فكر بشر خواهد بود پس چگونه ميتوان توصيف و تعريف نمود ساحت كبريائى را و بدان وسيله حق تعالى شناخته شود.
امام (ع) پاسخ فرمودند:
(لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا)
پاسخ امام عليه السّلام مبنى بر آنست كه در صورتى كه ذات كبريائى را بوسيله الفاظ و صفات تصور نمائيم و بوجود ذهنى معانى و مفاهيم اسماء را در ذهن نداشته