درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٨ - قوله(ع) فربنا تبارك و تعالى لا شبه له و لا ضد و لا ند و لا كيف و لا نهاية و لا تبصار بصر و محرم على القلوب ان تمثله و على الاوهام ان تحده و على الضمائر ان تكونه
قاهره است و نظام جهان را بر تأثير و تأثر و فعل و انفعال استوار نموده است و براى اثبات تعالى و علو ذاتى و امتياز و بساطت و صرافت وجودى ساحت كبريائى كه هرگز از جهتى مخلوق و موجودات عاريتى در آثار و افعال شباهت بآثار مقام كبريائى نخواهند داشت چند امر ذكر مىشود.
١- صرافت وجودى و احديت ساحت كبريائى سبب امتياز ذاتى او از موجودات و مخلوقات ميباشد و آيه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ نيز ناظر باين معنى است مبنى بر امتياز مقام كبريائى از مخلوقات و امتياز آنها از حريم او است زيرا مشاركت سبب تركيب از نفى و اثبات است و نظر باينكه ساحت او واجب بالذات و بساطت صرف است كثرت و تركيب و تغير در حريم او راه ندارد.
٢- موجودات امكانى از نظر اينكه وجود آنها عاريتى و پرتوى از نور هستى و فيض آفريدگار است امتياز ذاتى از حريم كبريائى خواهند داشت خلاصه بينونت ذاتى و وجودى از مخلوقات خود دارد.
٣- صفات ثبوتى و كمالات وجودى عين ذات كبريائى است از نظر اينكه وجود واجب صرافت وجود كامل است و لازم و آثار وجودى را بطور كامل و اكمل واجد خواهد بود و گر نه لازم مىآيد از نظر نقص محتاج به متمم كمال باشد و در اثر عروض صفت بكمال وجودى نائل گردد و ساحت كبريائى از نقص و امكان و عروض منزه است و بفرض ساحت كبريائى چنانچه به ذات خود فاقد علم و قدرت و حيات باشد در نتيجه علم و قدرت او اكتسابى و عاريتى همچنين حيات او عارضى خواهد بود.
٤- صفات كمال وجودى كه از ذات كبريائى انتزاع مىشود مانند حيات و علم و قدرت بر حسب مفهوم متعددند و بر حسب حقيقت و مصداق يكى هستند از نظر اينكه لازم حيات حقيقى كه نور محض است همان علم به ذات و بصفات كامله است و لازم ديگر قدرت و مبدئيت براى فيض و افاضه نور هستى به نيازمندان است.
٥- ساحت كبريائى واجب الوجود سبب آفرينش هر چه در نظام امكانى است و همه پديدههاى جهان هستى از فيض او بهرمند هستند از اين رو موجودات امكانى