درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٤ - قوله(ع) انما قلنا اللطيف للخلق اللطيف و لعلمه بالشىء اللطيف او لا ترى وفقك الله و ثبتك الى اثر صنعه في النبات اللطيف و غير اللطيف و من الخلق اللطيف
و خواسته است كه بطور مستقيم با منبع فيض ارتباط مىيابد و واسطه ديگرى نيست و به فعل صادر و كن ايجاد قول گفته مىشود بلحاظ تمثل و تنزل امر معقول به محسوس است.
و بيان چگونگى صدور فيض وجود است كه وابسته بشرط نخواهد بود مانند انشاء بقياس اخبار زيرا انشاء وابسته بواقعيتى نيست كه از آن نظر صدق و كذب داشته باشد بلكه وابسته و قائم بمنشى است يعنى انشاء و ايجاد فعل صادر از عالم امر است و تحقق وجود واقعيت در خارج بطور تدريج خواهد بود.
زيرا تدريج و حركت لازم لا ينفك موجود خارجى است و هر يك از صفات مقام كبريائى واحد حقيقى است كه هرگز در مخلوق نخواهد بود.
از اين رو صفات كبريائى مغاير و مباين آنچه در مخلوق تحقق مىپذيرد و بر ساحت كبريائى لطيف اطلاق مىشود از نظر لطافت كه در خلق و آفرينش بكار ميرود و نيز لطافتى كه در موجود بوديعت نهاده شده و آثارى بر آن مترتب مىشود.
بالاخره هر چه را بيافريند كمال لطافت در آن بوديعت نهاده و با لطافت آن را آفريده است و هر چه را از صفات كمال در موجودات بوديعت نهاده در ساحت كبريائى بطور اعلى و اشرف بدون قياس و بطور وجوب بآن متصف خواهد بود و على ذات مقام قدس بوده و بدون اينكه تركيب لازم بيايد.
از جمله آثار لطف كه در نباتات و اقسام بيشمار آنها نهاده كه زياده بر تصور و درك است و همچنين در حيوانات و انواع و اصناف بيشمار آنها از صغر جسم بعض حشرات كه قابل حس و مرئى نيستند.
بالاخره از كثرت انواع حيوانات و حشرات و الوان و اختلاف حالات و احوال آنها كه قابل درك و توصيف نيستند.
و چنانچه بنكات دقيق و لطائفى كه بشر در صرف غذا بكار مىبرد از آماده بودن غذا و جويدن آن و مضغ و فرو بردن غذا از طريق حلق و ورود بمعده و تحولاتى