درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٧ - شرح
مشهود است همان موجود و بهره هستى است ولى ماهيت مفهوم مىشود و اين شيئيت ماهيت سبب امتياز ممكن از ممتنع مىشود و فيض وجود و هستى را مىپذيرد و بافاضه آفريدگار داخل در سلسله موجودات امكانى خواهد شد.
و آيه مباركه إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ مراد از كلمه شيئى شيئيت ماهيات موجودات امكانى است و فيض موهبت آفريدگار نيز عبارت از ظهور احكام ماهيات است بسبب نور وجود كه از عالم غيب بان تابيده ولى خود ماهيت موصوف به هستى نخواهد بود.
همچنانكه آيه هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً مراد شيئيت وجود يعنى در نظام خارج ماهيت و ذات انسان موجود نبوده و بهرهاى از وجود نداشته است نور هستى كه از ساحت ربوبى افاضه شده و موجودات را فرا ميگيرد نور هستى در هر موردى طورى ظهور خواهد نمود و صفت خاصى خواهد داشت و آن صفت ماهيت ناميده مىشود.
همچنين نور هستى همه مراتب موجودات امكانى را فرا ميگيرد از نظر اينكه حقيقت واحده است و از ساحت كبريائى افاضه مىشود و صحنه امكان را فرا گرفته و آن را درخشان نموده و در همه آنها نور هستى يكى است يعنى پرتو و نورى است كه از عالم غيب تابيده و همه يكسان هستند فقط اختلاف از ناحيه ماهيات است كه فيض وجود در هر موردى بصورتى خواهد درآمد و محكوم بحكم ماهيت و محدود بآن خواهد بود.
يعنى تابش نور هستى بموجودى محكوم بحد آن ماهيت است و معرف هر موجودى ماهيت و حد آن موجود است مثلا معرف وجود و حد بشر ماهيت بشريت است كه جز مفهوم انتزاعى نخواهد بود كه در ذهن مفهوم انسانيت سبقت داشته ولى پس از صورت گرفتن و تحقق آن در خارج انسانيت فهميده مىشود و از آن موجود خارجى انتزاع خواهد شد.