درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٠ - قوله عليه السلام و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه
ساحت كبريائى در صفات كمال هرگز شريك و نظير و مانند نخواهد داشت همچنانكه وحدت او حقيقى و بحت و مشوب بكثرت بهيچ وجه نخواهد بود.
و مانند واحدى نيست كه بر مخلوقات قدس و مجرد و مادى نيز اطلاق مىشود زيرا وحدت آنها ظلى است همچنانكه وجود آنها ظل و رشحهاى است از مقام كبريائى و هر يك از موجودات كه از مقام قدس دورتر باشد ناقصتر و مشوب بكثرت بيشترى خواهد بود.
از جمله بشر كه در اثر تركيب او از نيروى عاقله و تعلق ببدن عنصرى توأم با كثرت بسيار خواهد بود و وحدت او ناقص و وسائط بسيارى خواهد داشت از اين رو انسان كه مخلوق و مصنوع و تاليف شده از اجزاء مختلف و جواهر گوناگون بوده بلحاظ اجتماع آنها واحد است ولى به حقيقت و مسمى كبير است از اين رو وجود و صفات وجودى او ناقص و عاريتى و زائد بر ذات او خواهد بود.
و مفاد خالق كه واحد حقيقى بحت است از هر جهت امتياز ذاتى و صفتى و آثارى از مخلوق دارد و مخلوق نيز هر چه بهرهاى از وجود و كمالات وجودى دارد بطور عاريت و تجدد امثال و زايد بر ذات او است و اجوف و ميان تهى و له مدخل للاشياء فيه و هر چه دارد بطور عاريت و تدخل است.
و ساحت كبريائى خالق است از نظر اينكه وجود او واجب و بحت و بسيط حقيقى است همه صفات كمال او ذاتى و عين ذات كبريائى او است از اين رو نيز آثار او كه عوالم امكانى را فرا گرفته وجود و افاضه بطور اطلاق است و مخلوق كه وجود آن محض ربط بمقام كبريائى است هرگز شباهت بخالق نخواهد داشت و جمله
(و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه)
اطلاق است تنزيه مقام كبريائى از تدخل و تركيب بطور اطلاق است و تلويحا اينكه هر مخلوق محكوم به تدخل و تركيب خواهد بود.
و تصريح بوحدت حقيقى و احديت كبريائى است زيرا وحدت حقيقى عين