درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٩ - قوله(ع) (لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم)
آنچه بآن پاسخ داده مىشود همان وجود محدود است مانند طاير نامبرده كه نيروى حس و ادراك مخصوص بوده است و تربيت هيئت و ساختمان آب و گل و دميدن عيسى مسيح عليه السّلام مقتضى بود كه نيروى حس و ادراك و حيوان طائر عجيب الخلقه بوجود بيايد كه بىمانند و ولود است كه خون حيض دارد و زمستان خواب است و اين چند عارضه از خصائص آن حيوان طائر است و استفاده مىشود كه خصوصيات مرموزى در مسألتها منطوى است كه جز ساحت كبريائى بر آنها احاطه نخواهد داشت يعنى در مكامن غيب و نظام ربوبى و طبق نظام خلقت اقتضائاتى است كه جز ساحت ربوبى فياض على الاطلاق بر آنها احاطه نخواهد داشت و كريمه وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ بلحاظ رحمت مقام ربوبى مسألتهائى شايسته پاسخ است كه نظام خلقت بر آنها استوار خواهد بود.
و از روايت شريفه (فان اللَّه عز و جل لا يحمل احدا شيئا قهرا و قسرا بل يعرضه عليه اولا فان توليه وليه) بيان اختلاف خواستههاى طبقات و افراد بشر از لحاظ سعادت و فضيلت و رذيلت چه در امور دنيوى و روانى و اخروى و هر يك بر حسب اختلاف غرائزى است در هر طبقه مجبول خواهد بود.
همچنانكه فرمود (الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة) اين گونه اختلافات و مغايرتها در مرحله زندگى دنيوى مرموز بوده و سرچشمه از مقام و مكمن غنى گرفته شده و خارج از افق افكار بشر است و بطور بداهت افراد بشر در عقول و ادراكات و همت و شوق و اراده و مرام و مقصد بالاخره در تمام شئون وجودى اختلافات بسزائى خواهند داشت و همه اختلافات نيز طبق خواسته و بر وفق طبيعت هر يك خواهد بود و هرگز كسى بر خلاف طبع و خواسته درونى و روانى خود در مقام بدست آوردن امرى نخواهد برآمد و همه افراد بر وفق خواسته روانى و جوهر وجودى خود به تكاپو و تلاش برميآيد و در مقام مسألت و كسب ذات و ذاتيات خود كه سير طولى است كوشش مىنمايد و پاسخ مناسب با اين مسألت فقط موهبت طبق تمايل درونى و وجودى است