درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٠ - قال ابو عبد الله(ع) لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم
را نداشته باشد ايمان بتوحيد نخواهد داشت و اين صورت اعتقادى و ادراك مفاهيم ذهنى عنوان براى معرفت ساحت كبريائى خواهد بود يعنى وجود واجب و موصوف بصفات كمال او مورد تصديق و گواهى روانى اهل ايمان خواهد بود و منور بنور افاضه شده از مقام كبريائى باهل ايمان است و بصورت يقين و عين اليقين وجود واجب كبريائى و صفات كامله او منعكس و در روان اهل ايمان ثابت است و بر حسب عقيده و شهود روانى ثابت و از شئون ذاتى نفسانى از طريق اكتساب اهل ايمان معرفى مىشود.
و نيز گفته شده كه جمله
(و نعت هذه الحروف و هو المعنى سمى به)
معطوف بر معنى است و مراد آنست كه مرجع و مراد در حمل معنى اشاره بمعنائى است كه او خالق اشياء و صانع موجودات است و مراد از كلمه نعت معناى اين حروف است و آن معناى و مراد كه نام ساحت كبريائى است مانند صفت الرحمن و الرحيم
قال له السائل فإنا لم نجد موهوما الا مخلوقا:
سائل اعتراض نمود باينكه مراد معنى و خالق اشياء است كه نام او الرحمن و الرحيم است و هر چه مورد ادراك قرار بگيرد مخلوق و وجود ذهنى خواهد بود و هر چه مورد ادراك قرار نگيرد مدرك و قابل فهم نخواهد بود.
قال ابو عبد اللَّه (ع): لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم:
امام عليه السّلام پاسخ فرمود چنانچه آنچه مدرك به نيروى ذهنى و وهمى است بحقيقت در وهم و ذهن حاصل شود و بوجود بيايد هر آينه توحيد و خداشناسى از بشر ساقط خواهد بود زيرا تكليف فقط بامر وهمى و ذهنى خواهد بود.
و در كتاب توحيد عبارت روايت چنين است
(لم يكلف ان يعتقد غير موهوم)
يعنى هرگز بشر تكليف ندارد هر چه را كه ادراك ننموده بآن معتقد باشد و هرگز