درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٥ - شرح
زنديق اعراض فرمود و پس از اندك سؤال فرمود از شخص زنديق قصه تو چيست و از كجا باين مكان آمدهاى زنديق عرض نمود من در دريا سفر مينمودم باد تندى از هر سو وزيدن گرفت و امواج خروشان از هر سو پديد آمده كشتى ما را شكست من ناچار به تخته پاره شكستهاى خود را آويختم در آغوش امواج بسيارى كه سپرده شدم در نزديك ساحل مرا بزمين پرتاب نمود بدين طريق از غرق شدن در دريا نجات يافتم.
امام عليه السّلام به شخص زنديق فرمود آيا هنگامى كه كشتى تو شكست و تو خود را آويخته به تخته پارهاى نمودى قلب تو در آن تلاطم و امواج خروشان دريا بچه توجه نمودى و به تضرع و زارى درآمدى و از او خواستار نجات خود از خطر غرق مىشدى همان آفريدگار تو و جهان است شخص زنديق تصديق نمود و معتقد بتوحيد و يكتائى آفريدگار شده و كريمه وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ناظر باين حقيقت فطرت است كه در فردى نهفته است و در هنگام خطر و يأس از هر وسيلهاى شخص متوجه بفطرت خود شده و بسوى قدرت قاهره توجه خواهد نمود.