درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١١ - قوله(ع) فكل محمول يحمله الله بنوره و عظمته و قدرته لا يستطيع لنفسه ضرا و لا نفعا و لا موتا و لا نشورا
علوى و سفلى و زمين پهناور موجودات را يكسان فرا ميگيرد بر حسب حد وجودى و شدت و ضعف نور وجودى با ساحت كبريائى ارتباط خواهند داشت و در اثر نيروى نور الهى عوالم علوى و سفلى و مادى بپا داشته و قوام همه موجودات و كرات آسمان همان رابطه نور وجودى است كه هر موجودى را فرا گرفته است.
پاسخ امام مبنى بر اينكه ساحت كبريائى موجود بحت و بسيط و حقيقى است و نور محض و محض نور است و از شوائب مادى و جسمانيت منزه خواهد بود ساحت كبريائى احاطه وجودى و قدرتى بهمه مكانها دارد احاطه او مادى نيست كه اختصاص بمكان خاصى داشته باشد بلكه احاطه او سنخ قيوميت و احاطه حقيقى است و چيزى از قدرت او خارج نخواهد بود همه مكانها نسبت باحاطه علمى و شهود و قدرتى او يكسان است.
ساحت كبريائى با همه مخلوقات يكسان احاطه دارد و معيت او معيت قيوميت است همچنانكه با هر دو فردى كه با يك ديگر نجوى كنند ثالث و ناظر و قيوم بر آن دو خواهد بود بر سرّ و نجوى و منويات آن احاطه شهودى دارد و سرى و رازى از او پنهان نخواهد بود و هرگز سه فرد از بشر با يك ديگر نجوى ننمايد جز آنكه چهارمين آنان نيز از سر آنان آگاه خواهد بود و بر آنان نظارت و قيوميت دارد و آن سه نفر قائم و در حيطه شهودى ساحت كبريائى او خواهند بود.
قوله (ع): فكل محمول يحمله اللَّه بنوره و عظمته و قدرته لا يستطيع لنفسه ضرا و لا نفعا و لا موتا و لا نشورا:
نظر باينكه وجود هر موجود و مخلوقى عاريتى و رشحه شعاعى است از نور غيبى كه از ساحت كبريائى بطريق خلق و آفرينش تابيده و موجودى را بوجود آورده و همان رابطه آن موجود است با ساحت كبريائى در حقيقت هر موجودى بهرهاى و پرتوى و شعاعى از نور غيبى الهى است كه هر لحظه بطور تجدد امثال مىتابد و هر لحظه