درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٣ - قوله(ع) و سمى ربنا سميعا لا بخرت فيه يسمع به الصوت و لا يبصر به كما ان خرتنا الذى به نسمع لا نقوى به على البصر و لكنه اخبر انه لا يخفى عليه شىء من الاصوات ليس على حد ما سمينا نحن فقد جمعنا الاسم بالسمع و اختلف المعنى
و وسيلهاى كه صداها از آن شنيده مىشود فاقد است و ساحت كبريائى در صورتى كه از روزنه گوش استفاده نمىنمايد سميع بر او اطلاق مىشود همچنانكه نيروى شنوائى براى بشر فقط براى شنيدن صداها بكار ميرود و براى ديدنيها فايدهاى نخواهد داشت ولى اطلاق صفت سميع بر ساحت كبريائى بطور حقيقى است و بر بشر بطور عاريتى و بوسيله روزنه گوش و يا ساير امكانات است.
خلاصه اطلاق سميع بر حق تعالى بطور حقيقى و بدون وسيله و بر اساس قيوميت است ولى در مورد بشر بطور عاريتى و با امكانات است.
نتيجه اينكه اطلاق صفت سميع بر ساحت كبريائى و بر بشر بر دو ملاك و دو معيار و بر اساس حقيقت و بطور مجاز و عاريتى است پس مجرد اطلاق صفت سميع بر حق تعالى و بر بشر شاهد آن نيست كه حق تعالى نيز مانند بشر سميع باشد بلكه بر حسب لفظ مشابه هستند ولى بر حسب معنا تفاوت و تباين دارند تباين حقيقى صفت ذاتى با عاريتى بهمين قياس نيروى باصره كه بر ساحت كبريائى صفت بصير اطلاق مىشود از نظر احاطه علمى و شهودى بر موجودات مادى و غير مادى است بدون حاجت اينكه در ديدگان شكل مرئى و موجود خارجى منطبع گردد.
و از تعبير امام عليه السّلام و لكن اللَّه بصير لا يحتمل شخصا منظور اليه استفاده مىشود كه رؤيت و نيروى باصره بشر بطور انطباع است نه بوسيله خروج شعاع بچشم كه ديده شده همچنانكه هر دو نظر در رؤيت باصره گفته شده است.
نتيجه اينكه صفت بصير بر ساحت كبريائى اطلاق مىشود بر اساس احاطه علمى ذاتى است نه از طريق عاريتى و وسايل رؤيت و نيروى باصره همچنانكه بر بشر بصير گفته مىشود از نظر بكار بردن نيروى باصره و ديدگان به موجود خارجى با امكانات است.
پس بساحت كبريائى بصير اطلاق شده از نظر حقيقت و احاطه علمى بر موجودات خارجى ولى بر بشر بصير اطلاق مىشود از نظر بكار بردن نيروى بينائى و ديدگان