درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠٦ - قوله(ع) و هو العلم الذى حمله الله الحملة و ذلك نور من عظمته فبعظمته و نوره ابصر قلوب المؤمنين
و انواع مختلف صورت گرفت.
قوله (ع): و هو العلم الذى حمله اللَّه الحملة و ذلك نور من عظمته فبعظمته و نوره ابصر قلوب المؤمنين:
اين جمله نيز تفسير همان وجودات ماهيات است كه اجراى دستورات به حاملين عرش محول فرموده است كه نظام آنها را منتظم نمايند و همه پرتوى از نور و فيوضات وجودى است كه حق تعالى باشياء و ماهيات مختلف افاضه فرموده و جهان را از موجودات مختلف بىشمار و گوناگون و همه الوان و نيازهاى بشرى است همه گونه احتياجات بشرى را آفريده است و ظاهر اينكه مراد از خلقت الوان سفيد و سرخ و قرمز و سبز الوان موجودات مختلف و الوان احتياج از لوازم مانند نباتات و جمادات و حيوانات و حشرات و انواع و اقسام و اصناف بىشمار عالم ماديات است همچنانكه از همه گونه و همه رنگها صورت تحقق بخشيده و هر نوعى از ماهيات و اجزاء جهان را آفريده است همچنانكه مفاد نور اخضر منه اخضرت الخضرة هر نوع رنگهاى سفيد و قرمز را صورت بخشيد و پديد آورد.
قوله فبعظمته و نوره ابصر قلوب المؤمنين
همچنانكه در اثر نور معرفت آثار خلقت آفريدگار قلوب اهل ايمان بصيرت يافته و نورانى گشته و بسوى او توجه مينمايند هر نفس و روح عاقل در اثر نورانيت و تابش نور عقلى استضائه نمود و در مقام عقل بالقوه بمرتبه عقل بالفعل خواهد نائل گشت.
زيرا بشر در آغاز نيروى و قوه تفكر و تعقل بوديعت داشته و صورت ادراكى نداشته و در اثر فيضان نور الهى كه در اثر توجه و معرفت آثار خلقت صفا و نورانيت يافته و از مقام عقل بالقوه بمرتبه عقل بالفعل نائل آمده است و راه بدرك حقايق آفرينش يافته است زيرا روح و روان بشر در آغاز صورت ادراكى و تفكرى نداشته است و ساده و خالى از هر گونه ادراك بوده است و پس از تماس با موجودات خارجى و از نيروى بينائى و شنوائى استفاده نموده بتدريج معلوماتى كسب نموده و سپس بپارهاى