درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٣ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
و اهدافى براى آنان مقرر شده در برابر ساحت كبريائى مسئوليت خواهند داشت زيرا زندگى بشر بر اساس حركت و انجام وظايف و اداء مسئوليت خواهد بود و كمال بشر به مسئوليت است چه مسئوليت تكوينى و چه در برابر وظايف عبوديت مسئوليت خواهند داشت و از نقص وجودى بشر هر يك از افعال ارادى آنان وابسته بشرايط و امكانات بسيارى است و همه مؤكد مسئوليت آنان خواهد بود.
زيرا شرايط و امكانات امورى است كه براى بشر ميسر شده و زمينه مسئوليت او را فراهم آورده است و بالاخره مسئوليت شاهد كمال بشرى است كه اهدافى براى هر يك مقرر شده در صورتى كه در آغاز نيروى محض است و از صفر بايد شروع بحركت نمايد و مسئوليت خود را انجام دهد.
نظر باينكه فعل اختيارى بشر بر اساس استكمال است ناگزير هنگام اقدام بعمل هدف و نتيجه و غايت آن را در نظر بگيرد و گر نه ناقص و يا سفهى خواهد بود و كمالى در نظر نداشته است پس هر فعل اختيارى مستلزم فعل قلبى است يعنى غرض از فعل جوارحى در نظر نداشته باشد نزد عقلاء مسئوليت داشته و اقدام بعمل عبث و بيهوده نموده است و اين از نظر آنست كه فعل اختيارى بشر بر اساس حركت جوهرى و رسيدن بكمال است بايد قبل از شروع بعمل و غرض و هدف را معين نمايد و با توجه بهدف و با بصيرت شروع بعمل كند.
ولى در باره ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود واجب و تام و فوق كمال و تمام است آثار او نيز خير محض و لازم وجودى فياض على الاطلاق همانا فيضان خير و صلاح است از اين رو داشتن غرض زايد بر ذات كبريائى بوده و محال است مانند اراده كه در باره حق تعالى صفت منتزع از فعل و مخلوق است و هرگز اراده سبب صدور خواسته كبريائى نخواهد بود و گر نه نقص لازم مىآيد.
مشيت نسبت باراده ضعف بقياس قوه است و نسبت گمان و ظن بجرم است زيرا انسانى ممكن است چيزى را بخواهد و مشيت آن را داشته باشد ولى اراده