درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٧ - قوله(ع) و اقام بعضها على بعض و نقلها الطعام و الشراب الى اولادها في الجبال و المفاوز
و لطائفى كه در آنها بكار رفته است.
صفات سميع و بصير و لطيف از نظر مفاد آنها مختلفاند زيرا نيروى شنوائى با نيروى بينائى مبائن است و بلحاظ اينكه هر دو نيرو و هر دو صفت سميع و بصير مصداق علم و احاطه شهودى كبريائى كه ازلى است و قبل از نظام خلقت همه موجودات بىنهايت امكانى بصورها العلمى در پيشگاه مقام كبريائى حضور داشته و پس از گسترش نظام آفرينش همه موجودات بوجوداتها العينى الخارجى در پيشگاه ربوبى حاضرند نه بطور حصولى و انفعال و يا ارتسام كه نقص است.
بر اين اساس صفت سميع و بصير نيز ازلى است و ساحت كبريائى بر شنيدنى و ديدنىها از ازل احاطه علمى و شهودى داشته و دارد و صورتهاى علمى آنها در پيشگاه قدس حاضر بوده و هنگام نظام خلقت بوجوداتها الخارجى نيز احاطه قيوميه خواهد داشت.
قوله (ع): و موضع النشوء منها:
هر يك از اعضاء و جوارح متناسب يك ديگر آفريده است و گفته شده كه مفاد آن است كه عضوى را متناسب قوه شامه آفريده است.
قوله (ع): و العقل و الشهوة للفساد و الحدب على نسلها:
از جمله نيروى ادراك در هر جنبنده بقدر رفع حاجت آن نهاده كه به سود و زيان خود دست يابند و نيروى غريزه جنسى كه بدان وسيله بهم جنس خود تمايل نمايند و حس شناخت همجنس نر و ماده را در آنها نهاده كه بدان وسيله نوع و جنس آنها باقى بماند و نسل آنها از ميان نرود.
قوله (ع) و اقام بعضها على بعض و نقلها الطعام و الشراب الى اولادها في الجبال و المفاوز:
تمايل و نيروى غريزه جنسى در ريز و كلان جانوران نهاده كه بيكديگر تمايل