درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٠ - قوله(ع) و التعبير عن نفسى و ليس مرجعى في ذلك الا الى انه السميع البصير العالم الخبير بلا اختلاف الذات و لا اختلاف المعنى
و شهودى دارد از نظر اينكه ذات كبريائى او بحت و بسيط است و لازم آن احاطه شهودى است كه باقصى مرتبه احاطه بر اصوات و بر موجودات آگهى دارد و قابل قياس به بشر نخواهد بود كه يا شرائط بسيارى بر موجودات ميتواند آگهى بيابد و استفاده نمايد.
قوله (ع): و التعبير عن نفسى و ليس مرجعى في ذلك الا الى انه السميع البصير العالم الخبير بلا اختلاف الذات و لا اختلاف المعنى:
بيان آنست كه ساحت كبريائى متصف بصفت سميع و عليم و بصير داراى صفات كمال است نه اين چنين كه به بشر اطلاق مىشود و يا فقط بغير وسيله و بغير عضو باشد بلكه بمعناى حقيقى است كه هر يك از صفات عين ذات كبريائى هستند از نظر اينكه وجود حقيقى كبريائى عين مبدء هر يك از صفات كمال مىباشد.
مثلا حيات دائم و قائم بذات لازم موجود حقيقى بسيط است كه زوال و فناء پذير نخواهد بود و همچنين لازم موجود حقيقى و نور محض آنست كه بر همه موجودات امكانى احاطه بيايد و قاهر بر آنها باشد و موجودات از پرتو وجود او از هستى بهرمند باشند از اين نظر هر يك از صفات كمال مقام كبريائى مغاير و مباين با صفات است كه بر بشر گفته مىشود از نظر اينكه علم و احاطه باشياء داراى درجات بىشمار مىباشد و علم و احاطه و قدرت ذاتى و ازلى ساحت كبريائى قابل قياس بعلم و قدرت عاريتى و اكتسابى بشر نخواهد بود.
و منشأ اختلاف صفات كبريائى با بشر در حقيقت وجود است از نظر اينكه وجود واجب تعالى ابدى و محض وجود و دائم و نور محض است ولى وجود بشر عاريتى و بطور تجدد و هر لحظه بايد از مقام كبريائى وجود به بشر افاضه شود در صورتى كه اختلاف نيروى وجود بشر عاريتى است اين چنين مقتضى است كه در اثر نيروهاى و حواس ظاهرى و درونى بشر بموجودات آگهى بيابد ولى علم و احاطه شهودى مقام كبريائى نسبت بموجودات خارجى آنست كه موجودات مسطورهاى از علم و احاطه