درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٣ - شرح
و اراده كبريائى چون حادث است قابل تعليق بآنست و از اين دليل استفاده مىشود كه علم و قدرت هر دو صفت ذاتى است ولى مشيت و اراده مقام كبريائى امر حادث و مقدور و صفت فعل است و ساحت كبريائى منزه از آنست كه معرض اراده و ارادههاى بىشمار و پيوسته و دائم قرار بگيرد.
ولى با توجه باينكه علم و قدرت ذاتى ازلى از جمله لوازم آنها آنست كه مشيت اجمالى ازلى نيز باشد كه عين ذات كبريائى و عين علم ازلى بموجودات امكانى است و هر خيرى كه نظام جهان از آنها صورت خواهد گرفت زيرا علم بنظام و علم به خير همان مشيت اجمالى بر آفرينش است ولى مراد سائل از اينكه علم و مشيت يك صفت هستند و يا صفت مختلف غرض او مشيت نسبت به حوادث و باشياء خارجى است به لحاظ اينكه معرض عوارض قرار ميگيرد بدين قرينه اين مرتبه از مشيت و اراده عبارت از همان مراد خارجى است و لا محاله صفت فعل و عارضى خواهد بود و با علم ذاتى مغايرت خواهد داشت ولى آن مشيت ازلى لازم علم به نظام صالح امكانى امر قديم و از شئون علم بذات و مبدئيت الاثر و علم بصلاح و خير نظام امكانى است و آن سنخ ديگر از مشيت است و مورد سؤال سائل نبوده است.
و در روايات ديگر بآن اشاره خواهد شد كه ساحت كبريائى داراى صفت ازلى اراده و مشيت است و نيز صفت فعل اراده حادث از نظر متعلق است يعنى اراده قاهره ازلى منازل و مظاهرى خواهد داشت از جمله مشيت نسبت بامور جزئيه و حوادث بيشمار الى الابد است.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)