درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٢ - قوله(ع) (لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم)
و بطور عيان بمباشرت فاعل و جوارح او صادر شده و تحقق يافته است. ولى سيرت اين امر حادث از لحاظ اينكه بهرهاى از وجود و آفرينش دارد مورد ابهام است.
گروهى از نظر افراط در توحيد افعالى مقام كبريائى كه در نظام جارى و پرتوى جهان فرمانروا است چنين پنداشتهاند كه فعل صادر از فاعل ايجاد و آفرينش است و اختصاص بساحت قدس ربوبى خواهد داشت بر اين اساس فعل صادر را مخلوق و آفريده معرفى نموده و از مظاهر خلق و آفريده مقام ربوبى پنداشتهاند و بشر فاعل آن هيچ گونه تأثير در فعل و در خلق و آفرينش آن نداشته جز اينكه نظام حركت و سير اين جهان اين چنين نمايش دارد كه بطور عاريت بشر در آن فعل ناخواه دخالت خواهد داشت ولى استناد به نيروى غيبى دارد كه سبب خلق و آفرينش و تأثير در نظام وجود خواهد بود.
بالاخره گروهى از دانشمندان مكتب عالى قرآن چنين پندارند كه لازم توحيد افعالى كبريائى بآنست كه در نظام وجود هر گونه تأثير و حركت طولى از مقوله خلق و آفرينش است و اختصاص بساحت قدس ربوبى دارد از جمله مصاديق بارز آن افعال صادر از بشر است كه محور همه تحولات و تبدلات جهان مىباشد كه بجز بساحت ربوبى ارتباط و اختصاص نخواهد داشت و قول باينكه بشر در افعال صادر خود دخالت و تأثير دارد مستلزم شرك و تعدد خالق و كثرت آفريدگار خواهد بود و اين محض كفر و شرك محض است اين قول به جبر مستلزم مفاسدى است از جمله بصفت ربوبيت و حكمت ساحت كبريائى قدس ربوبى خلل ميرساند از نظر اينكه غرض از نظام خلقت سوق بشر بسوى سعادت و كمال است از طريق سير و سلوك عبوديت كه بر اساس اختيار نهاده شده است.
و قول باينكه افعال بشر خارج از اختيار است بلكه مجبور بوده و استناد بقدرت قاهره دارد نقض غرض و بر خلاف حكمت و اعزام رسولان و بناگذارى