درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٣ - قوله(ع) (لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم)
مكتب توحيد و تعليم و تربيت بشرى است و بمنظور فرار از بعض محظورات اين قول طريق ديگرى.
گفتهاند باينكه افعال كبريائى مورد داورى و حكميت عقل و خرد قرار نخواهد گرفت و عقل و نيروى خرد بشر حق احراز حسن در باره افعال كبريائى ندارد هر چه صادر شود از مقام كبريائى او صالح و شايسته و با موازين علمى نميتوان مقايسه نمود و آيه لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ناظر باين حقيقت است.
خلاصه قول به جبر محظورات بسيار دارد و آنچه بدان طريق از محظورات خواستهاند رهائى يابند بمحظورات ديگرى گرفتار شدهاند و چون نقض قول به جبر محتاج به شرح زيادترى است از آن خوددارى مىشود و در بعض موارد بپارهاى از آنها اشاره خواهد شد ان شاء اللَّه تعالى.
پاسخ حلى قول به جبر و تقريب آن آنست كه افعال اختيارى بشر از نظر توحيد افعالى بايد مستند بساحت آفريدگار باشد زيرا فعل اختيارى عبارت از تأثير و ايجاد فعل و از جمله خلق و آفرينش است كه اختصاص بساحت آفريدگار دارد.
پاسخ اين شبهه را آيات كريمه بسيارى بآن اشاره نموده از جمله آيه أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ حرث بمعناى كشت و افشاندن هسته در زمين است و آن را نسبت به بشر و به كشاورز داده ولى زراعت و رويانيدن هسته پس از چند ماه بصورت خوشه گندم و سنبل آن را بساحت كبريائى نسبت داده است پس افشانيدن هسته در زمين خلق و آفرينش نيست بلكه فقط رويانيدن هسته بصورت خوشه آفرينش بوده و از كتم عدم چيزى را بوجود درآوردن است يك هسته زير خاك بصورت يك صد گندم در آيد از مقوله خلق و آفرينش است.
نتيجه اينكه فعل صادر از بشر هر قسم باشد از مقوله خلق و آفرينش نخواهد بود و جملهاى را كه جبريه گويند (لا مؤثر في الوجود الا اللَّه) بر خلاف حقيقت و مستند بدليل نيست بلى (لا خالق الا اللَّه) صحيح است.