درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٥ - قوله(ع) قال فسئلا عليهما السلام هل بين الجبر و القدر منزلة ثالثة قالا نعم اوسع مما بين السماء و الارض
و از طريق آنها با عالم خارج تماس ميگيرد مثلا از طريق عضو سامعه يعنى نيروى شنوائى و قبول صدا و نوسانهاى هوا را مىشنود و كلام و گفتار گوينده را مىفهمد و بحقيقت كلمات و گفتار او آشنا شده پى مىبرد.
در اين صورت روح و روان از طريق حس باطنى يعنى نيروى سامعه و نيز بوسيله گوش مفاد كلام گوينده را مىفهمد و با روح و روان متكلم و گوينده تماس ميگيرد و با روح و حد وجودى و ادراكى و تعقل او آشنا خواهد شد و از نظر اينكه نيروى سامعه روح قبول محض و اخذ و پذيرش است از ساير نيروهاى روح زياده مورد اثر و استفاده خواهد بود و ساير نيروهاى درونى روح مانند نيروى بينائى از نظر اينكه نيروى فاعل و مؤثر است همچنانكه شعاع از ديدگان به خارج ميتابد و در اثر تابش با آن موجود خارجى ارتباط مييابد و بر آن احاطه شهودى مىيابد و ظاهر آن را مىبيند و با آن آشنا خواهد شد.
بر اين اساس نيروى بينائى مانند نيروى شنوائى تأثير و تماس با خارج از روان نخواهد داشت زيرا نيروى شنوائى با افكار و عقول و انديشه مردم دانشمند ارتباط و تماس خواهد داشت و هيچ يك از حواس درونى و باطنى اين چنين تأثير وجودى نخواهند داشت و روح مانند نيروى سامعه از ساير حواس استفاده نخواهد نمود و همه اين نيروهاى مدركه درونى و نيروى ظاهرى از جمله موهبتهاى ساحت كبريائى است كه بشر را بآنها مزيت و فضيلت بخشيده است ولى در بكار بردن هر يك از نيروها وابسته بخواست انسان است و قوام و شئون وجودى انسان و همه نيروهاى ادراكى و تحريكى او وابسته و قائم باراده ساحت كبريائى است از نظر ربط معلول به علت حقيقى آن.
از بيان گذشته استفاده شد كه هيچ يك از حواس مدركه درونى و محركه خارجى اثرى نخواهند داشت جز هنگامى كه روح تأثير نمايد و از طريق هر يك از آنها بخواهد از خارج استفاده نمايد و يا به خارج تماس بگيرد در اين صورت نفس و روان