درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٠٢ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
و محال است. بر اين اساس در افعال و آثار بىنهايت كبريائى خود غرضى و نه غايتى نخواهد داشت و آثار از مقام ذات كبريائى شرف صدور مييابد بدون اينكه واسطهاى باشد و يا غرضى و يا غايتى در نظر گرفته باشد.
توضيح و شرح علم فعلى كبريائى اين حقيقت را روشنتر مىنمايد.
علم فعلى عبارت از تنزل فيض هستى و عين ارتباط بذات كبريائى است زيرا كه حضورى از آن نيرومندتر تصور نميرود و بتناسب اينكه ظهور فعل او همان تذوّت ذوات و قيام آنها بساحت كبريائى است آن را اضافه اشراقيه نامند و از نظر اينكه در پرتو علم بذات ساحت كبريائى كه به تبع بذوات اشياء امكانى است و از طريق علم بذات و شهود كبريائى علم باشياء دارد بوجوداتها العلمى از نظر اينكه بسيط الحقيقه احاطه شهودى دارد بر آثار و افعال و مصنوعات خود همچنانكه ساحت كبريائى به خود شهود دارد به تبع بآثار و ساير و مصنوعات خود بهمان علم شاهد است و هرگز اشياء از احاطه علمى او زوال نخواهند داشت و شهود كبريائى توجه باشياء نداشته باشد خلف فرض بساطت حقيقت است كه بسيط الحقيقه جامع كمالات است و نيز بر مصنوعات و آثار و تجليات خود احاطه شهودى دارد.
همچنانكه فرمودهاند مبدأ الكل من ذاته ينال الكل در اين مقام كبريائى هيچ فرض فناء و عدم توجه بغير خود نخواهد بود يعنى از نظر توجه و استغراق بذات كبريائى خود نميشود از اينكه باشياء و موجودات احاطه شهودى نداشته باشد و استغراق توجه بذات كبريائى مانع از توجه باشياء نمىشود.
ولى موجودات امكانى از قدسيان و مقربان و نيروهاى قاهره و مدبره براى هر يك وظايفى مقرر شده و در برابر مقام كبريائى مسئوليت خواهند داشت و بايد از عهده وظايف كه بر آنها نهاده شده بر آيند و غرض آنان اداء وظايف عبوديت و تقرب به پيشگاه كبريائى خواهد بود.
و سلسله بشر نيز از نظر نيروهائى كه در آنان نهفته و در كمون آن بوديعت نهاده