درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧١ - قوله(ع) اذ سمى نفسه سميعا بصيرا قادرا
با توجه باينكه احاطه و آگهى به شنيدنيها در باره بشر بطور حصولى و از طريق انفعال و تأثر نيروى سامعه خواهد بود در صورتى كه ساحت كبريائى منزه از نقص و حاجت به عضو سامعه گوش خواهد بود.
نتيجه اينكه صفت سميع و اطلاق آن بر ساحت كبريائى احاطه ذاتى بر موجودات و از جمله شنيدنيها و گفتارها است نه از طريق حصولى و انفعال بلكه مانند ساير موجودات عالم طبع كه در ازل بصورتها العلمى آنها احاطه ذاتى داشته و خواهد داشت و پس از خلقت و تحقق حادثه مظهرى از علم ربوبى صورت ميگيرد و احاطه مقام كبريائى بوجودها الخارجى العينى خواهد بود بدون اينكه حدوث و يا تغيير بر ساحت كبريائى رخ دهد بلكه ظهورى نازل از علم ربوبى است.
نتيجه اينكه فقط در لفظ از نيروى شنوائى نسبت بساحت كبريائى سميع اطلاق مىشود و در مورد بشر نيز سماع و نيروى شنوائى گفته مىشود بدون اينكه در معنا و حقيقت آن در دو مورد شباهت باشد از نظر اينكه در مورد بشر از جمله عرض و حدوث و تأثر از نوسان هوا و خرق و تأثر نيروى شنوائى چند لحظه است ولى صفت سميع در مورد ساحت كبريائى عبارت از احاطه به مسموعات و اصوات و تصورات و آنچه در قلوب بشر خطور و خلجان نمايد بر آنها احاطه و آگهى داشته و دارد و اين صفت سميع نيز بطور بسيط و بدون تركيب از ذات و صفت سماع بر ساحت كبريائى صادق مىباشد.
و آنچه در خارج از مسموعات حادث شود ساحت كبريائى بر آنها بوجوداتها العينى الخارجى العرضى احاطه شهودى دارد در صورتى كه از ازل و قبل از نظام خلقت بر همه اصوات و مسموعات هر يك از افراد بشر بصورتها العلمى الازلى احاطه داشته است و در حقيقت مسموعات خارجى كه از جمله اعراض و افعال بشر است و از روزنه گوش روح با نوسان و خارج ارتباط مىيابد ظهورى نازل از علم ازلى است كه در اين نظام بوقوع پيوسته است.