درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦١ - شرح
شرح
راوى فتح بن يزيد جرجانى گويد از امام ابو الحسن عليه السّلام شنيدم ميفرمود
(و هو اللطيف الخبير السميع البصير الواحد الاحد الصمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد)
. امام در مقام بيان توحيد صفات ساحت كبريائى ميفرمود لطيف است هر يك از صفات ذات و صفات فعل مقام كبريائى كه بر واجب تعالى اطلاق و گفته مىشود بر بشر نيز اطلاق و گفته مىشود مثل اينكه زيد واحد است ولى واحد كه بر مقام كبريائى اطلاق مىشود واحد حقيقى و بسيط و بحث كه در او شائبه كثرت نخواهد بود ولى در باره ساير موجودات چنانچه گفته شود واحد است به لحاظ اعتبار و مغايرت آن با ساير افراد بشر است و واحد حقيقى نيست وحدتى كه مشوب بكثرت بهيچ جهت نباشد و هر واحدى وحدت آن اعتبارى و از وحدت حقيقى گرفته شده همچنانكه وجود آن رشحه و شعاعى از وجود كبريائى است وحدت مرادف با وجود است. هر چه موجودى كه دورتر باشد از ساحت كبريائى در وحدت ناقصتر خواهد بود و در آن شائبه كثرت و تشتت و پراكندگى خواهد بود.
مثلا انسان به لحاظ مغايرت او از ساير افراد واحد است.
و از جمله مخلوقات و آفريدههاى آفريدگار جهان است ولى بسيار آميخته