درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٤ - شرح
روايات
الحديث الثانى عشر
على بن محمد و محمد بن الحسن، عن سهل بن زياد، و محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن عيسى جميعا، عن أبى هاشم الجعفرى قال: سألت أبا جعفر الثانى (ع): ما معنى الواحد؟ فقال اجماع الالسن عليه بالوحدانية كقوله تعالى: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ.
شرح
معرفت و ساحت كبريائى آفريدگار امر فطرى است و در نيروى هر خردمندى نهاده شده و هر كه خود را مخلوق و پديد آمده بداند بطور بداهت خواهند تصديق نمود كه آفريدگار جهان او را آفريده است و كريمه وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ناظر بهمين فطرت و كمون هر خردمندى است كه آفريدگار جهان واحد و قاهر يكتا و داراى صفات كمال وجودى و قدرت و حيات و عظمت و كبريائى خواهد بود و چنانچه از هر خردمندى سؤال شود نميتواند خود را و يا پدران و اجداد خود را آفريدگار خود معرفى نمايد و مجبور است كه بطور بداهت بگويد همان آفريدگار كه جهان را از كتم عدم بوجود آورده مرا و پدران و اجداد مرا نيز آفريده است.
همچنان كه روايت شده كه شخص زنديقى بحضور امام صادق عليه السّلام وارد شده سؤال نمود از امام چه دليل دارى بر اثبات صانع و آفريدگار امام عليه السّلام از شخص