درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٢ - قوله(ع) فقولك ان الله قدير خبرت انه لا يعجزه شىء فنفيت بالكلمة العجز و جعلت العجز سواه
جوهريت است و ساحت كبريائى منزه از نقص و تركيب و تجزيه و امكان است در نتيجه ذات قدس كبريائى غير از اسماء و صفات كه تلفظ بشوند و يا در ظرف و هم و خيال درآيند و هر يك از فروض در اثر نقص و حدوث و امكان آنها شاهد قطعى است كه خالق آفريدگارى است كه آنها را آفريده و از بهره هستى بهرمند نموده است
قوله (ع): فهو مخلوق دال على خالق له:
هر موجود مخلوق وجود آن عاريتى است و توأم با ماهيت و محدود بحد عدمى است لا محاله خالق آن بايد غير محدود بحد باشد و هرگز خالق در رتبه وجودى مخلوق نخواهد بود محال و خلف فرض است زيرا چنانچه خالق در مرتبه مخلوق خود باشد محتاج بخالق است كه آن دو را بوجود آورد زيرا فرض شده كه خالق نقص وجودى دارد و مانند مخلوق است.
|
ذات نايافته از هستى بخش |
كى تواند كه شود هستى بخش |
|
قوله (ع): فقولك ان اللَّه قدير خبرت انه لا يعجزه شىء فنفيت بالكلمة العجز و جعلت العجز سواه:
از جمله صفات ذاتى كبريائى و همچنين صفت فعلى صفت قدير است بمعناى مبدئيت للعمل و الاثر است كه امر وجودى و لازم ذاتى و لا ينفك از وجود حقيقى قائم بذات است و بطور زائد نخواهد بود زيرا قدرت زايد بر ذات عاريتى و عين عجز است و در اثر سبب خارجى صفت قدرت عاريتى بر او عارض مىشود پس قدرت حقيقى و بطور اطلاق قدرت ذاتى كه عين وجود حقيقى و قادر بمعناى بسيط است و شاهد بر قدرت حقيقى آنست كه براى خلق و ايجاد محتاج به سبب نيست بلكه ذات كبريائى هر چه را بخواهد و اراده فرمايد كه همان كن ايجادى است خواسته بوجود خواهد آمد.
و نظر باينكه حقيقت معناى قدرت ذاتى مورد احاطه سائل نبوده امام عليه السّلام صفت