درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١ - قوله(ع) انى انا الله لا اله الا انا خالق الخير و الشر
و آيه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ بيان آنست كه هرگز فعل و عمل و حركت بشر بخود او واگذار نشده است و در حيطه قدرت كامل او نخواهد بود و باو تفويض نشده زيرا ساحت كبريائى اعز و اجل از آنست كه در ملك حقيقى او موجودى تصرف نمايد و همچنين بشر عاجزتر از آنست كه فعل و عملى را انجام دهد و يا امرى و يا در باره امرى با مقام كبريائى معارضه نمايد و يا امرى را بخواهد جز باينكه ساحت كبريائى آن را خواسته باشد و مشيت و اراده بشر نيز از جمله موجودات است و بدون مشيت و اراده كبريائى هرگز صورت نخواهد گرفت و اراده موجود روانى است بدون مشيت كبريائى صورت نميگيرد بطريق اولى هيچ عمل خارجى و حركت و كمالى صورت نگيرد جز در صورتى كه ساحت كبريائى آن را خواسته باشد و اراده فرمايد.
بر اين اساس بشر هر چه دارد عاريتى است وجود او ربط محض بساحت كبريائى و همچنين همه شئون او محض ربط هستند مشيت كه حالت نفسانى و روانى است در صورتى كه وابسته بمشيت ساحت كبريائى باشد و در طول و معلول آن باشد بطريق اولى خواسته شده بشر لا محاله نيز مورد مشيت كبريائى قرار خواهد گرفت همچنانكه روايت از فضل بن سهل است كه سؤال نمود از امام ابو الحسن الرضا عليه السّلام و مأمون خليفه نيز حضور داشت آيا خلق مجبور است امام فرمود حق تعالى اجل از آنست كه پس از اينكه خلق خود را بامرى مجبور نمايد سپس آنان را عقوبت فرمايد سائل عرض نمود آيا بحال خود واگذاردهاند و مطلق عنان هستند امام عليه السّلام فرمود حق تعالى حكيم و قادرتر از آنست كه مردم را بحال خودشان واگذارده و در باره آنان اهمال فرمايد و بتوانند با كبريائى او معارضه نمايند.
و گفته شد آنچه از ساحت كبريائى شرف صدور مىيابد خير و وجود است و نيز براى رسيدن مقصدى است كه خير و صلاح باشد مانند فعل حسنات و اعمال حسنه و خير و وقوع شر و تباه مانند گناهان از ناحيه بشر است كه بزودى خدا داده كه نعمت و خير بوده در انجام كار شر و تباه و گناه بكار برده و از نقص بشر مختار است