درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٨ - قوله(ع) قال له السائل فله انية و مائية قال نعم لا يثبت الشيء الا بانية و مائية
يك ديگر خواهند بود از نظر اينكه حيات و قدرت و علم از شئون وجود بلكه حقيقت وجود و نورانيت هستند مرادف خواهند بود.
بر اين اساس گفته شده كه وجود محض بسيط كه نور محض است عالم امكانى را فرا گرفته و همچنين مفاد حيات و احاطه شهودى و قهر بر موجودات امكانى راجع بيك مفهوم خواهند بود و عبارت از بسيط وجود و آثار و قهر و احاطه ذاتى كبريائى است.
بعبارت ديگر مفهوم وجود حقيقى و حيات ذاتى با نور محض ثابت مرادف هستند بهمين تناسب احاطه شهودى و قهر و نورافشانى بر موجودات نيز مرادف نور محض هستند و همان حقيقت و فشرده احاطه علمى و قدرت ذاتى خواهد بود.
حقيقت هر موجودى همان وجود خاص بخود آنست و ساحت كبريائى وجود صرف و بسيط حقيقى است و ماهيت و حقيقت او بساطت وجود مجهول الكنه است و امتياز موجودات از وجود كبريائى نه از نظر فصل وجودى است و نه از نظر صفت و كمال وجودى است زيرا كه هر يك نحوهاى از وجود است بلكه امتياز ذاتى بامور عدمى است از نظر نقصان ذاتى و عدمى است كه در هر يك آميخته بعدم بوده و اعدام بهرهاى از وجود نخواهند داشت.
نتيجه اينكه در وجود حقيقت بحت و بسيط و مائيت و ماهيت و حقيقت آن وجود حقيقى بسيط است از اين نظر قوام هر وجود محدودى بخالق آن و تمام و كمال و قوام هر موجود عاريتى بمقوم و قيوم آنست همچنانكه شعاع پرتوى از خورشيد و وابسته هر لحظه بآن خواهد بود.
موجود حقيقى و قائم بذات و صرافت وجود ذات احديت كبريائى است و موجودات امكانى پرتو افاضات نور احديت هستند كه صحنه امكان را فرا گرفته و بساحت او قائم هستند و همه روابط اويند.
موجودات امكانى هر يك محدود بماهيت خاصى است كه معرف موجودات