درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٤ - شرح
از اين مقدمات نتيجه گرفته كه فعل اختيارى بشر عبارت از سير و سلوك و حركت ارادى بسوى مقصدى است كه آن را پسنديده و مناسب خود دانسته بالاخره در اثر فعل اختيارى و مداومت بآن فعل مقصد و مرام و خواسته درونى و ذات خود را تعيين نموده ذات و حقيقت و سيرت هر فردى از بشر نيز عبارت از مقصدى است كه در نظر ميگيرد و بمنظور رسيدن بآن مقصد بتكاپو و حركت در مىآيد و بدين وسيله سير ذات و ذاتيات خود را كسب نموده و بدان نائل گردد.
٢- بدست آوردن مقصد و هدف و سيرت و ذات هر فردى عبارت از محصول افعال اختيارى خود او است يعنى فطرت خدا داده و نيروى طبيعى و روانى و جوارحى خود را صرف بدست آوردن مقصد مخصوص نموده و آن را ذات و سيرت خود قرار دهد.
و نظر باينكه ساحت كبريائى در ازل همين صحنه عمليات هر فردى از بشر را با شهود علمى بسيط مشاهده فرموده و هر چه كه در نظام اختيار هر فردى در اثر افعال اختيارى خود سيرت و ذات خود را انتخاب مىنمايد همان مقصد و ذات را كه هر فردى براى خود برگزيده ساحت كبريائى همان ذات و سيرت براى او مقرر خواهد فرمود و اين قضاء و حكم قابل تخلف نخواهد بود از نظر اينكه سيرت و ذات مخصوص را فاعل مختار براى خود از طريق اختيار برگزيده و براى خود حقيقت و سيرت معرفى نموده.
در حقيقت حكم و قضاوت ساحت كبريائى بر حسب اقتضاء روانى و جوارحى افراد بشر بوده و هرگز بر اساس تحميل بر بشر حكم و قضاوت و يا تقدير نخواهد فرمود بر اين اساس صحيح است گفته شود كه سعيد در ازل محكوم به سعادت بوده و همچنين شقى و نيز موصوف بساير صنايع و حرفهها بوده با اينكه هر فردى از بشر هنگام نوزادگى فاقد همه گونه صورت ادراكى و نيروى روانى و جوارحى بوده و هر چه بدست آورده در اثر سعى و كوشش خود تحصيل نموده است ولى طبق