درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢١ - شرح
وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ و غرض اصلى شمول رحمت بر اهل ايمان است و در صورتى كه بشر در مقام تمرد بر آيد و نعمتهاى آفريدگار را كفران نمايد از حريم كبريائى و رحمت واسعه خود را بىبهره نموده و فيوضات كه او را فرا گرفته برحسب اقتضاء ذات پليد و عملى خود بصورت نقمت و حرمان و عقوبت خواهد درآورد در اين صورت ظهورى از صفت انتقام مقام كبريائى خواهد بود زيرا شخص متمرد و كافر نعمت فيض وجود را بر خود بصورت نقمت درآورده و شايسته عقوبت گشته است.
قبلا اشاره شد كه عمل صالح و خير و طاعت بشر بالذات استناد بساحت كبريائى دارد و در آن باره قضاوت و نيز تقدير فرموده و مطيع نيز با نيروهاى روانى و جوارحى وظايف الهى را اجراء نموده ولى نسبت به تمرد شخص عاصى كه با نعمتهاى روانى و جوارحى قيام به تمرد نموده بطور تبع و بالعرض استناد بساحت كبريائى خواهد داشت كه از آن تعبير به غضب و انتقام كبريائى مىشود از نظر اينكه فقط به لحاظ آزمايش متمرد باو نيروها و نعمتها را موهبت فرموده و با كمال اختيار و نسبت باطاعت و عصيان يكسان باشد و غرض اصلى از موهبت نعمتها آزمايش و سوق بسوى كمال است نه عصيان و عمل شر و گناه كه از عاصى صادر مىشود.
در اين صورت متمرد خود را بسوء اختيار شايسته عقوبت نموده و از رحمت كبريائى خود را بىبهره نموده است و مراد از غضب همانا اجراء عقوبت كه ظهورى از بعد و حرمان از رحمت كبريائى خواهد بود و ساحت كبريائى منزه از صفت ضد و نيز منزه از عوارض نفسانى خواهد بود.
خلاصه ساحت كبريائى منزه از انفعال و حدوث امرى در ذات قدس او است و گر نه لازم آن امكان و تركب از قوه و فعل خواهد بود بلكه ساحت قدس او محض وجود و بسيط حقيقى واحدى الذات و مبدء هر خير مىباشد.
بر اين اساس مراد از آيه وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى حلول بمعناى فرا گرفتن عقوبت است در اثر اينكه تمرد نموده و خود را از رحمت واسعة بىبهره نموده و روان