درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٢ - شرح
او پليد و تيره و ظلمانى گشته است و تعبير به حلول وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي شاهد بر عقوبت است كه درون طاغيان و بيرون آنان را فرا خواهد گرفت.
همچنين در صفت رضا مانند آيه لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ رضا صفت فعل و حالت روانى و سرور و حالت ملايم است و ساحت ربوبى منزه از عوارض است بلكه مراد از رضا شمول رحمت و ثواب و اجر خواهد بود و در اثر بيعت و پيروى اهل ايمان از دستور رسول صلّى اللَّه عليه و آله سلم بقبول بيعت و تجديد و تثبيت آن سبب شمول رحمت و ثواب و تقرب اهل ايمان بمقام كبريائى خواهند بود.
و نظر باينكه ساحت كبريائى احدى الذات و بسيط حقيقى است و نيز احدى الصفت و صفات او عين ذات كبريائى است هرگز معرض عوارض قرار نخواهد گرفت از اين رو صفت رضا و سخط او همانا اجر و عقوبت او خواهد بود بدون اينكه تغيير و يا تحولى در ذات و نه در صفات حقيقى او رخ دهد زيرا رضا حالت نفسانى و روانى و همچنين سخط و غضب حالت روانى خاطر و فوران خون قلب است و از حالات نفوس ناقصه بشرى است و ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان و عوارض مىباشد.
با توجه باينكه رحمت و نعمت و رضا ساحت كبريائى غرض اصلى و مقصود از موهبت است ولى غضب و انتقام غرض بتبع و ناشى از تمرد و عصيان بشر است همچنانكه از جمله وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى استفاده مىشود كه حلول و فراگرفتن عقوبت در اثر طغيان و تمرد از امر كبريائى خواهد بود بر اين اساس در صورتى كه عصيان و تمرد نباشد هرگز غضب و عقوبت نخواهد بود از اين نظر عقوبت و غضب كبريائى مقصود بالذات نبوده بلكه در اثر اقتضاء مورد است كه شايسته عقوبت و محروميت از سعادت شده است.