درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣١ - قوله(ع) الا رب العالمين فإنه لم يزل و لا يزال بحالة واحدة
متحركى خواهد بود كه از لحظهاى كه موجودى از فيض وجود عاريتى بهرمند مىشود و بر اساس حركت و استكمال است لا محاله منتهى و سير و حركت هر متحركى رجوع بسوى مقصد است كه از ناحيه خالق صدور يافته است.
بالاخره فيض وجود بر اساس حركت و تحول و مبنى بر جاذبه و تدبير و تحريك بسوى كمال هر موجودى است و چون بشر خلاصه و غرض اصلى از نظام جهان است هر لحظه بسوى ساحت و حريم كبريائى او در حركت خواهد بود كه هر حركت كه سبب كمال و رشد بشر است مقدمه براى رجوع به سوى حريم كبريائى و پيشگاه قدس او خواهد بود.
خلاصه حق تعالى مقصد و منتهى سير و حركت و كمال هر موجود است كه بر حسب شوق ذاتى متوجه بحريم كبريائى خواهند بود.
در گذشته اشاره شد كه سبب فاعلى و غايت يكى است و نيروى جاذبه تدبير هر موجودى را بسوى كمال سوق ميدهد و كمال حقيقى كه غرض از خلقت بشر است همانا رجوع به پيشگاه كبريائى خواهد بود و در بعض روايات گذشته گفته شد كه صفت اوليت و آخريت مقام كبريائى به لحاظ دوام ذاتى و حيات ابدى كبريائى است كه نسبت بموجودات زمانى و زمان نسبت عالم نامتناهى بنقطهاى است از اين نظر موجودات امكانى ظلى و عاريتى و تأخر ذاتى بهمه معنا خواهند داشت و نبايد قياس بوجود بحت بسيط قائم بذات نمود كه دائم و ازلى و زوال پذير نخواهد بود و صفت آخريت و اوليت مقام كبريائى به لحاظ زمان نيست كه مورد قياس قرار بگيرد بلكه مقام قدس كبريائى وجود حقيقى دائم و ثابت و ابدى است و اطلاق اول بلا اول سبقه و آخر بلا آخر بعده به لحاظ اينكه منشأ فيض وجود و منتهى سير و كمال هر موجودى است و نيروى جاذبه تدبير او هر موجودى را بسوى كمال و غرض از آن جلب مىنمايد.
و پاسخ امام عليه السلام
(الا رب العالمين فإنه لم يزل و لا يزال بحالة واحدة)
.