درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧١ - قوله(ع) و لكن لا بد من اثبات ان له كيفية لا يستحقها غيره و لا يشارك فيها و لا يحاط بها و لا يعلمها غيره
با اينكه وجود حقيقى و بسيط عين كمالات وجودى است هرگز از وجود بسيط حقيقى نميتوان نورانيت و يا قدرت و احاطه بر موجودات امكانى را سلب نمود و نظر باينكه صفات كمال وجودى از شئون و لوازم لا ينفك وجود است كه حقيقى و بسيط باشد و موجودات عاريتى هرگز واجد آن صفات وجودى نخواهد بود.
بالاخره مخلوق در هيچ يك از صفات و لوازم وجودى مانند و يا شبيه خالق نخواهد بود و همان طور وجوب و بساطت وجودى اختصاص بساحت كبريائى دارد صفات و كمال وجودى بطور اطلاق نيز اختصاص بخالق و آفريدگار خواهد داشت صفات نقص وجودى مانند تأخر و امكان و ماهيت و معلوليت و تركيب از لوازم نقص و قصور وجود و عاريت آنست.
و صفات كمال وجودى نيز مانند وجود واجب هر يك از صفات نيز بالذات و صرف حقيقت علم و قدرت و حيات خواهد بود و چنانچه صرف حقيقت علم و احاطه بموجودات نباشد باينكه بعض از وقايع و حوادث خارج از حيطه علمى و شهودى باشد صرافت علم نبوده بلكه توأم با جهل و عجز بوده اين چنين علم حصولى خواهد بود و مراد از جمله
(و لكن لا بدّ من اثبات ان له كيفية لا يستحقها غيره و لا يشاركها)
بيان شق سوم مقابل قول به تعطيل و تشبيه است كه هر يك از آن دو قول بىپايه و مخالف صريح آيات كريمه و مخالف عقل و خرد است.
ناگزير بايد بحقيقت وجود و بساطت آن توجه نمود حقيقتى است كه اختصاص بساحت قدس ربوبى دارد كه قائم بذات و ماهيت آن بساطت وجودى مجهول الكنه است و از نظر اينكه حقيقت وجود بر حسب دقت نظير عين علم و احاطه و قدرت و احاطه و كبريائى و عظمت خواهد بود و همچنانكه مخلوق و بشر در وجود حقيقى با ساحت كبريائى شركت ندارند بلكه وجود بشر عاريتى و محدود بحد ماهيت بشرى است نسبت به صفات وجودى نيز عاريتى و اكتسابى و زايد خواهد بود يعنى همه صفات كمال وجودى بشر نيز زايد بر وجود بشر خواهد بود.