درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٣ - قوله(ع) و لكن لا بد من اثبات ان له كيفية لا يستحقها غيره و لا يشارك فيها و لا يحاط بها و لا يعلمها غيره
و جمله
(و لكن لا بد من اثبات ان له كيفية لا يستحقها غيره و لا يشارك فيها)
: بيان آنست كه از هيچ جهت كمال وجودى مقام كبريائى او با مخلوق و بشر شركت نخواهد داشت و به لحاظ وجوب وجودى صفات كمال مانند علم واجب و قدرت و احاطه و حيات واجب بايد اختصاص بساحت كبريائى داشته باشد و در هيچ يك از اين كمالات بشر و مخلوقى شركت نخواهد داشت.
نظر باينكه صفات و كمالات وجودى عين ذات ساحت كبريائى است و بطور بساطت همه كمالات بر ساحت كبريائى اطلاق مىشود افعال و آثار و خواستههاى او نيز از ذات كبريائى شرف صدور مييابد بدون اينكه هيچ يك از صفات وساطت داشته باشند.
همچنانكه بشر هر يك از افعال و آثار كمال او بوساطت صفتى از صفات اكتسابى او بظهور ميرسد و يا در اثر حرفه و صنعتى كه آموخته است ميتواند حرفه و هنر خود را صورت دهد و بسازد و اين از ضعف وجودى بشر است كه بر حسب طبع فاقد همه گونه صفات و صنايع و حرفهها مىباشد و در اثر كسب فضيلت و صنعت بتواند عمل و خواسته خود را انجام دهد.
و ظهور آثار و افعال مقام كبريائى از طريق خلق و آفرينش است و از كتم عدم و از (لا من شىء) هر موجودى را پديد مىآورد و ايجاد مىنمايد نه صانع و خالق براى خلق وسيله و يا نيروى را بكار ميبرد و نه محتاج به مادهاى است كه مخلوق و مصنوع را ايجاد نمايد بلكه از كتم (عدم و لا من شىء) موجودات را ايجاد مينمايد.
و نظر باينكه صفات و كمال وجودى ساحت كبريائى عين ذات واجب او است هر يك از صفات نيز مانند ذات قدس واجب خواهد بود علم و قدرت و حيات و عظمت و كبريائى او واجب و صفات و نعتهاى او مانند ذات كبريائى واجب خواهد بود.
بالاخره واجب الوجود من جميع جهات آثار و افعال او نيز مانند صفات كمال او واجب خواهد بود بدين جهت آثار و افعال او از حاق ذات و مقام احديت