درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩٠ - قوله(ع) و هكذا جميع الاسماء و ان كنا لم نستجمعها كلها فقد يكتفى الاعتبار بما القينا اليك و الله عونك و عوننا في ارشادنا و توفيقنا
٥- وجود ساحت ربوبى حقيقت وجود و بساطت وجود بجميع جهات است و حقيقت تفاوت ميان خالق و مخلوق بامور عدمى است و مراتب نقص كه در موجودات است موجودات امكانى در اثر قيد عدمى از وجود واجب امتياز ذاتى خواهد يافت نه از قيد وجودى زيرا وجود ناقص آميخته بعدم است از اين جهت ربط محض بغير است فقط هستى نما خواهد بود در نتيجه وجود آميخته تقدم بمنزله كيفيت و تابش نور خواهد بود نه نور حقيقى.
٦- بالاخره تمام امتياز وجود واجب از موجود ممكن به كمال ذاتى و سعه وجود و بسط نور كبريائى است كه عوالم امكان را فرا گرفته است و از طرف ديگر قيد عدمى و قصور وجودى است كه موجود ممكن دارد و موجود ممكن از نظر اينكه در وجود ناقص و آميخته بعدم و ماهيت است در شئون و كمالات وجودى نيز بىبهره خواهد بود زيرا كمالات لوازم و شئون وجود است و وجودى كه عاريتى و كيفيت است فاقد كمال حقيقى خواهد بود.
٧- ساحت كبريائى رب و مدبر و زمام تربيت عوالم امكانى را بعهده دارد بطور اطلاق و ازل بر اين اساس هر فعل و اثرى از ساحت كبريائى صادر شود بايد بهمان تناسب ازلى باشد زيرا فاعل زمانى ميتواند فعل و اثر زمانى كه از حوادث زمانى است داشته باشد بر اين اساس نسبت بآفريدگار صدور فعل و اثر تناسب با زمان ندارد و از جمله زمانيات نبوده بلكه محيط بزمانيات خواهد بود زيرا فعل و اثر كه از ذات كبريائى منبعث مىشود بايد بهمان تناسب ازلى باشد هر معلول ناگزير مستند بمبدأ بوده و مبدء و سبب آن نيز مستند بمبدأ است تا اينكه منتهى شود بمبدأ المبادى و ساحت كبريائى كه قبل القبل بلا قبل و بلا زياده است و او غايت و مقصد هر غايت و غرض است و ساحت او اول الاوائل است بلا اوليت و آخر الاواخر است بلا آخريت و اوليت كبريائى او عين آخريت او و آخريت او نفس اوليت او بدون اختلاف جهت و تغير است براى اوليت او نهايت نبوده و براى آخريت او نيز حد و غايت نخواهد