درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٣ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
وابسته نباشد قابل عدم و زوال نخواهد بود زيرا فناء هر موجودى در اثر فناء و زوال اسباب آن است و از نظر تجرد قدسيان و نيروهاى قاهره و مدبره فقط زوال آنها از لحاظ سبب فاعلى و غائى خواهد بود و سبب فاعلى و غائى قدسيان و نيروهاى غيبى ساحت كبريائى است. بر اين اساس هر موجود عالم امر باقى ببقاء اللَّه تعالى خواهد بود و همچنانكه موجودات عالم خلق بر اساس فناء و تزلزل و تجدد و هر لحظه باقى با لقاء اللَّه تعالى خواهد بود.
چنانچه گفته شود كه هر موجود و آفريدهاى ممكن و جائز العدم و فناء پذير است پس هر موجودى از عالم امر نيز ممكن و فناء پذير خواهد بود.
پاسخ آنست كه مقارنات عقلى و نيروهاى غيبى و قدسيان از جمله ارواح قدسيه و ارواح بشر امكان آنان فرضى است پس از تحقق ثابت و ابدى خواهند بود زيرا ماهيت ندارند كه وجود عارض آنها بشود و نيز مانند موجودات عالم طبع نيستند كه امكان آنها سبقت بر وجود آنها داشته باشد بلكه از موجودات عالم امر حد و ماهيت انتزاع مىشود زيرا موجودات عالم امر موجودات نورى و نيرومند و صورتهاى عقلى و علوم قائم بذات هستند و عالم امر عالم شهود و منزه از عدم و فساد و تغير و زوال خواهد بود.
و نواقص از لوازم عالم خلق و ماده است و موجودات عالم امر فقط تعلق و وابسته باراده و مشيت كبريائى بوده نه بشىء ديگر و موجودى كه از عالم طبع باشد در اثر تعلق بماده و صورت فناء پذير و متزلزل خواهد بود.
و جهت ناميدن عالم طبع و نظام جارى بعالم خلق از نظر آنست كه آنها را بوسائطى ايجاد فرموده است و از مواد مستحيله طبيعى ايجاد شده است و قابل تحول و زوال هستند بآنها عالم خلق و ايجاد گفته شده است و بر اساس زوال و فناء نهاده شدهاند همچنانكه اساس عالم طبع بر آنست.
و از آن مقوله است روح كه فرمود (قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي) بيان آنست كه