درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٥ - قوله(ع) فما وافق كتاب الله خذوه
بر حسب آيه سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى و بر حسب آيه وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ و ظاهر آنست كه هر يك از كتابهاى آسمانى كه بر رسولان نازل شده گر چه بطور الواح و يا طريق القاء و الهام باشد از نظر قدس روح برسولان غير قابل نسيان و فراموشى خواهد بود زيرا تعليمات ربوبى نسبت برسولان بايد بر اساس تعليم وجودى باشد با توجه باينكه كتابهاى آسمانى كه برسولان نازل شده وسيله و طريق نزول بودهاند و اختصاص بآنها نداشته بلكه عموم از آن ميتوانستند استفاده نمايند همچنانكه الواح تورية اين چنين بوده است.
و مفاد
قول رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله ان على كل حق حقيقة
آنست كه هر موجود خارجى كه وجود او زايد بر ذات او باشد لا محاله اصل و سبب خواهد داشت كه از آن اصل پديد شده و بوجود آمده است و آن اصل و حقيقت او است زيرا كه او بآن اصل و سبب وابسته و موجود است ولى به لحاظ وجود خودش باطل و بىپايه است زيرا كه او بر اساس آن اصل و سبب واجد حقيقت بطور محدود شده است و آن اصل و سبب حقيقت آن موجود بغير است و كلمه على در جمله على كل حق حقيقة مفاد آن استعلاء و احاطه سبب بر مسبب است و ظهور موجود حق به سيرت و حقيقت او است
قوله (ع) و على كل صواب نورا:
بيان آنست كه براى همه علم حقيقى بامرى و همچنين هر خبر صادق از ثبوت آن امر و يا حالى از حالات وجود او برهان و دليل خواهد بود و نام دليل نور است از نظر اينكه بواسطه نور وجود آنچه دليل براى آن بود آشكار مىشود و يا حالى از حالات او بواسطه نور ظاهر مىشود.
قوله (ع) فما وافق كتاب اللَّه خذوه:
بيان آنست كه كتاب و آيات كريمه قرآنى ميزان قسط و حق است و هرگز لسان او از بيان حق انحراف نخواهد داشت و نورى است كه هرگز تيرهگى نداشته و خاموش نمىشود از اين نظر شايسته است كه با كتاب و آيات كريمه قرآنى همه