درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٦ - قوله(ع) فما وافق كتاب الله خذوه
حقايق سنجيده شود و هر يك از اخبار وارده با قرآن كريم سنجيده و مقايسه شود و از آيات قرآنى مورد استضائه قرار گيرد زيرا كه مأخوذ و منتخب از علوم غيب و لوح محفوظ است كه در آن همه حقايق اشياء موجود است و همچنين همه اصول و دقايق امور ثابت است در نتيجه آنچه با آيات قرآنى موافق است فقط حق همان است.
كتابهاى آسمانى عبارت از صورت كتبى وجود الفاظ مطالب توحيد و اخلاق و پارهاى از احكام است كه در اوراق و يا صفحات ضبط شده و در اختيار رسول در آمده بمنظور اينكه دسترس عموم گذارند ولى قرآن كريم عبارت از القاء حقايق و اسرار و بطون آيات قرآنى است كه بصورت الفاظ براى رسول صادع (ع) خوانده و قرائت شده و حقايق آن نور القاء وجودى و موهبت شده است.
بر اين اساس از هيچ نظر قرآن كريم قابل قياس به كتابهاى آسمانى نخواهد بود زيرا آيات قرآنى حقيقت علم ربوبى است كه بقلب رسول صادع (ع) القاء شده و توأم با مراحل الفاظ و معانى نيز بوده است و در تمام مراحل آن در جامعه اسلامى بوديعت نهاده شده نهايت حقايق و بطون و اسرار آن قابل درك و طبق افق افكار دانشجويان نبوده است.
از اين جهت فقط بايد بوصى رسول القاء و موهبت شود و اختصاص باوصياء عليهم السّلام دارد در حقيقت علوم ديانتهاى آسمانى گذشته فقط علم و صورت علم مكتوب در اوراق است جز لفظ و معنا مرحله ديگرى نخواهد داشت از اين نظر علم بآنها اختصاص برسول ندارد و هر كه كتاب آسمانى را مراجعه نمايد مىفهمد و اصرار ندارد كه اختصاص برسول داشته باشد ولى قرآن كريم زياده بر الفاظ و معانى و اسرار و بطون زياده بر تصور دارد كه مراحلى از آن قابل درك است براى دانشجويان ولى مراحل بسيارى از آن قابل فهم و درك نخواهد بود و اختصاص برسول (ص) و اوصياء عليهم السّلام دارد گذشته از اينكه آيات قرآنى حقيقت علم و صورت روانى و شئون روح صلّى اللَّه عليه و آله است و الفاظ آيات كريمه ظهورى نازل از اسرار و بطون آنست.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)