درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٦ - قوله عليه السلام قال المشيئة محدثة
كبريائى عناوين و صفاتى است كه هر يك ضد آن را نفى مينمايند مانند صفت حيوة كه بطور اطلاق و بصراحت اثبات حيوة ازلى براى ساحت كبريائى بوده موت و فناء را نفى مىنمايد.
همچنين صفت قدرت و عظمت و كبريائى هر يك ضد خود را نفى مىنمايند بلكه هر يك از صفات كمال كبريائى صفات نقص را بطور كلى نفى مىنمايند.
مثلا علم و قدرت ذاتى كبريائى در نظام وجود امرى و موجودى نيست كه مورد علم و احاطه و قدرت مقام كبريائى نباشد محال و ممتنع است از نظر اينكه جهل و عجز هر دو صفت عدمى و ضد علم و قدرت بطور اطلاق مىباشد و ساحت كبريائى منزه از نقص است.
همچنين ساير صفات ذاتى ازلى است و صحيح نيست گفته شود كه علم و جهل و يا قدرت و عجز و يا عزت و ذلت از نظر ضد كه نقص و مورد نفى قرار گرفته است و علم و جهل را نفى مىنمايد و عزت و خوارى و مذلت و ذلت را نفى مىنمايد بلكه بنظر دقيق هر يك از صفات ذاتى مطلق نقص و امكان را نفى مىنمايد ولى در باره صفات فعل ميتوان گفت براى ساحت كبريائى رضا و سخط است همچنين ولايت و عداوت است مانند لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ.
و نيز آيه سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ و آيه: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا و نيز قول فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ هر دو صفت ضد بر فعل ساحت كبريائى صادق خواهد بود يعنى شرك و كفر ظهورى از سخط كبريائى است و عقوبت را در بر دارد نتيجه آنست كه صفات ذات كبريائى صفت قديم و ازلى است مانند حيوة و علم و قدرت و كبريائى و عزت بطور اطلاق است كه ضد براى هر يك مفهوم ندارد و مورد نفى قرار گرفتهاند زيرا ضد حيوة موت است و ضد علم جهل و ضد قدرت عجز و ضد كبريائى عجز و زبونى است و بر حسب اطلاق هر يك از صفات حيات و علم و قدرت بطور اطلاق اين عناوين اضداد مورد نفى قرار گرفتهاند.