درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٣ - قال ابو عبد الله(ع) لو كان ذلك كما تقول لكان التوحيد عنا مرتفعا لانا لم نكلف غير موهوم
و خالق بوده بلكه او سبب و خالق همه اشياء و عوالم بوده و موجودى كه مخلوق نبوده و سبب نداشته باشد هرگز قابل درك و فهم براى موجود مخلوق و محدود هم چه بشر و فرشته نبوده و مجهول الكنه خواهد بود.
و موجود حقيقى ازلى سبب نداشته و قابل درك و احاطه نخواهد بود زيرا وسيله احاطه و ادراك بهر موجودى از طريق علت و سبب و قيوم او خواهد بود و موجودى كه خالق و سبب خلقت موجودات است قابل احاطه علمى نخواهد بود فقط از طريق سبب و علت ميتوان موجودى را درك نمود و او را در حيطه علم و شهود قرار داد.
و بر تقدير اينكه صفات ذاتى مقام كبريائى بوده و جميع صفات راجع بمقام احديت او باشد مخالف با اشياء و موجودات و مخلوقات خواهد بود و از نظر تفرد او در وجود و بساطت حقيقى بطورى كه شريك در ذات و نه در صفات نخواهد داشت در اين صورت طريق معرفت و شناخت او چگونه است.
امام عليه السّلام پاسخ فرمود كه تعريف موجودى منحصر باين دو طريق نخواهد بود و اين دو طريق اختصاص بموجودات امكانى دارد اما وجود حقيقى بسيط كه زياده بر افكار بشرى است و ماهيت و حد وجودى او بىحدى و نامتناهى است ميتوان بآثار و افعال او را تعريف نمود نهايت اصل وجود او بعنوان صانع و خالق معرفى مىشود و حقيقت او نيز شناخته نخواهد بود همچنانكه قوا بآثار آنها شناخته مىشوند و در مقام احتجاج موسى كليم (ع) با فرعون كه سؤال نمود (و ما رب العالمين) پاسخ فرمود (رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ) از جمله آثار خلقت سلسله بشر را معرفى نمود كه فرعون نتواند انكار نمايد.
و امام (ع) در مقام تعريف بآثار و افعال مقام كبريائى فرمود
(هو الرب و هو المعبود و هو اللَّه)
. به تقريب اينكه بطور عيان نظام جهان و بشر را مىبينيم كه بطور حتم خالق