درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٨ - قوله(ع) (لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم)
با خواسته او باشد بلكه اين اقتضائى است كه در باره آن خير را خير و شر را شر خواهد معرفى نمود يعنى ذات و اقتضاء ساز است و خير را خواهان مىباشد زيرا خير عبارت از آنچه ذات آن شىء اقتضاء نمايد و تولى و درخواست كه مورد كلام است عبارت از استدعاء ذاتى و مسألت وجودى فطرى است كه در مقام پذيرش پاسخ مقام ربوبى برميايد و وجودى و بهر هستى كه از مقام ربوبى افاضه مىشود مىپذيرد و خطاب كن كه تمثل بوده باش است مىشنود و مىپذيرد و اين خطاب كن بتناسب حال و اقتضاء سائل است هرگز مبنى بر قهر و اجبار و قسر نخواهد بود.
زيرا ساحت قدس ربوبى غنى عن العالمين است و هرگز حاجت بموجودى ندارد فقط از نظر افاضه است كه به سؤال و اظهار حاجت هر موجودى پاسخ ميدهد و بدين جهت تعبير باذن ساحت كبريائى شده كه طبق مسألت ذاتى و اقتضاء نيازمند است.
همچنانكه از آيه أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ از نظر اينكه آن هيئت از گل كه تناسب ساختمان اعضاء با طاير مخصوص دارد در اثر نفخه و دم مسيحا بآن اقتضاء و خواستار نيروى حيات بوده ساحت ربوبى نيز خواسته آن را پذيرفته نيروى حس و پرواز باذن مقام ربوبى بآن هيئت از گل دميده شد و چنانچه درخواست نداشت تعبير باذن نميفرمود و هيئت از گل كه ترتيب ميداد و بر آن مسيحا ميدميد چه اقتضائى و مسألت زياده بر آن كه مورد پذيرش قرار گيرد و مسألت و اقتضاء ذات از مقام ربوبى بطور ابهام و اهمال نخواهد بود بلكه بصراحت مسألت ذات و حد وجودى مىنمايد همچنانكه هيئت خاص از آب و گل و دم قدس مسيحا درخواست وجود و نيروى حس براى طائرى است بنام خفاش.
از اين استفاده مىشود كه بطور كلى هر سائل سؤال صريح و مسألت ذات و حد وجودى خاصى خواهد نمود زيرا مسألت از مقام ربوبى بطور ابهام و اهمال مفهوم ندارد و بر ساحت كبريائى نيز ابهام مفهوم ندارد.
و از روايت شريفه (فان اللَّه عز و جل لا يولى احدا الا ما توليه) استفاده مىشود