درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٩ - قوله(ع) فاقول انه سميع بكله لا ان الكل منه له بعض و لكنى اردت افهامك
قوله (ع): بل يسمع بنفسه و يبصر بنفسه:
توضيح صفت سماع و احاطه ساحت كبريائى بر اصوات و شنيدنيها و ديدنيها است مبنى بر اينكه لازم وجودى ساحت كبريائى احاطه علمى و شهودى ذاتى است نه از نظر عضو است مانند بشر كه فقط از طريق گوش و ديدگان ميتواند بر اصوات و بر موجودات آگهى بيابد.
گفته شده كه اين لازم ضعف وجودى بشر است و از نظر اينكه وجود او عاريتى است و در اثر هر عضوى ميتواند استفاده خاصى نمايد و خود فاقد هر صفت كمال مىباشد ولى لازم وجود بحت و بسيط مقام كبريائى آنست كه احاطه بطور شهود بر اصوات و بر موجودات داشته باشد نه از طريق خارج و حصولى و انفعالى و يا ارتسامى
قوله (ع): انه شىء و النفس شىء آخر:
بيان آنست كه قول باينكه يسمع بنفسه تعبير شده از نظر ضرورت و تصريح بآنست كه از طريق عضو نيست تعبير بنفس نموده كه سائل بفهمد كه ساحت كبريائى به ذات قدس خود احاطه علمى دارد بر اصوات و بر موجودات بدون حاجت به عضوى همچنانكه گفته مىشود سميع و بصير است بطور اطلاق يعنى بذات كبريائى موصوف بصفت سميع و بصير است و بحقيقت و ذات كبريائى احاطه علمى و شهودى دارد و قابل قياس بصفت بشر نخواهد بود كه هر يك از صفات جدا و از طريق عضو مخصوص است بلكه صفات مقام كبريائى همه صفت واحد هستند همچنانكه شرح آن گذشت كه صفات كمال كبريائى عين ذات هستند از اين نظر عالم و علم وحى و حيات بطور بسيط بر كبريائى او اطلاق مىشود.
قوله (ع): فاقول انه سميع بكله لا ان الكل منه له بعض و لكنى اردت افهامك:
بيان آنست كه تعبير: بجمله سميع بكله موهم آنست كه داراى بعض و جزء است بلكه منظور تأكيد بآنست كه مقام كبريائى بتمام معنا و باقصى مرتبه احاطه علمى