درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٨ - قوله(ع) قال مثل ذلك رجل و رأيته على معصية فلم ينته فتركته ففعل تلك المعصية
توحيد افعالى ساحت كبريائى پنداشتهاند مبنى بر اينكه (لا مؤثر في الوجود الا اللَّه) و اينكه وجود در نظر آنان مبدء اثر خواهد بود و هر چه كه تأثيرى نداشته فاقد وجود خواهد بود همچنانكه گروهى قائلند باينكه (ان الموجود واحد و المؤثر واحد).
و در حقيقت در نظام جهان همه وسائط و شروط و معدات هستند و هيچ يك فاعل و مؤثر نخواهند بود و فاعل و موجود حقيقى همان موجود واجب است كه همه اشياء را از طريق معدات پديد آورده است بر اين مبنا از نظر اينكه بشر نيز نسبت بافعال خود نميتواند تأثير وجودى داشته باشد.
ساحت كبريائى را فقط مؤثر دانستهاند و به پاسخ آن نيز اشاره شد و براى توضيح بيشترى در باره روايت گذشته و امر بين الامرين چند روايت از معارف الهى و صفات فعل كبريائى تفسير مىشود و اينكه اين گونه اختلافات اساسى از نظر آنست كه از مكتب قرآن و برنامه تنظيم شده اوصياء طاهرين عليه السّلام كه وظيفه آنان نظارت بر امور و معارف الهى است پيروى ننموده و بنظر خود اكتفاء نموده و آن را متبع پنداشتهاند و در نتيجه چه انحرافاتى گريبانگير آنان شده است.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)