درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٠ - قوله(ع) قلت اجل جعلنى الله فداك لكنك قلت الاحد الصمد و قلت لا يشبهه شىء و الله واحد و الانسان واحد أ ليس قد تشابهت الوحدانية قال يا فتح احلت ثبتك الله انما التشبيه في المعانى فاما في الاسماء فهى واحد، و هى دالة على المسمى
امام عليه السلام پاسخ فرمود گفتار تو ناروا و باطل است و به بشر نميتوان بحقيقت واحد و يا صمد تعبير نمود زيرا بشر موجود مركب از عناصر و از وجود نيروى عاقله و بدن عنصرى است هرگز وحدت حقيقى ندارد ولى صدق واحد بساحت كبريائى بحقيقت وحدت حقه و بسيط حقيقى است و ميزان صحت اطلاق صفات بحقيقت است نه بطور مجاز و بانسان واحد گفته مىشود به لحاظ اينكه نميتوان او را دو فرد انسان فرض نمود يعنى يك فرد انسان دو فرد نخواهد بود بدين لحاظ صحيح است كه واحد گفته مىشود.
در صورتى كه بشر مخلوق و مركب از نيروى عقل و بدن عنصرى و مركب از اجزاء درونى و بيرونى است هرگز وحدت حقيقى نخواهد داشت و آفريدگار واحد حقيقى است.
از جمله آثار و فعل او خلق است كه موجودات را از كتم عدم بعرصه وجود در مىآورد مانند ميوههاى گوارا و شاداب كه از درخت مىآفريند و بوسيله نيروى غيبى بدون اينكه از اختلاط مواد با يك ديگر ميوه را بوجود بياورد همچنانكه نجار مصنوع خود را از تركيب چوب و تخته و اجزاء ترتيب ميدهد و هرگز نميتواند تخته و چوب را خلق نمايد و بيافريند.
و اثر و فعل ساحت كبريائى خلق و آفرينش است و موجودى را بطور جعل بسيط بوجود مىآورد.
يعنى هر موجودى را بهمان صورت و ماده مىآفريند و خلق و فعل كبريائى بطور ابداع و اقتراح است و از كتم عدم و نطفه مثلا با نيروى غيبى بشر را مىآفريند نه از خلط و تركيب اجزاء و اعضاء با يك ديگر همه چنان كه صانع و اهل صنعت و حرفه از بشر مصنوع آنان تركيب از اجزاء مخصوص با يك ديگر است مانند بناء ساختمان را از تركيب سنگ و آجر و سيمان ترتيب ميدهد.